تبليغاتX
حرف‌های رستم جهانگشا

حرف‌های رستم جهانگشا

دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل‌و هشتم

بهارانه 1

شکوفه یار می شود

زندگی  بیدار

باران من می شود

خورشید وانگوگ

خوشبختی دم می شود و

غم بازدم

 

آی زندگی سلام

سلام

سلامی دوباره به شهر

به آفتاب

به باران

سلام به پرستوی تازه آمده

و بهار

سلام ای بنفشه های تازه

سلام نوروز

 

شادی و روز آشتی می کنند 

روزمره گی ها

کوچ می کنند

همه رنگ با رنگ می پوشند

حتی پدرم

زندگی ویس می شود و

بوسه رامین

 سفیدک های شکوفه نوروزخوان می شوند

شادی ما می شویم

نوروز  خواننده

هفت سین می رقصد و

 خنده مولانا می شود

 

بهارانه 2

ریتم ملایم زندگی

به نفس زدن افتاده است

جانماز ِ مادربزرگ

اشک های مادر را جاری کرد

پدر خسته رسید

روز خسته تر

شب اظهار وجود کرد

ماهی قرمز تنگ

چرخید و چرخید و چرخید

کفش هایم کو؟

پیراهن و شلوارم کو؟

وای !  پنجره برق می زند

من

دیگر نیستم

عید مال شما ست

کاش جای شما بودم

 

رستم جهانگشا-تالش

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 0:54  توسط رستم جهانگشا  | 

چهارشنبه سوری آمد. «کول چوشانبه شب» همیشه زیباست.

جشن باستانی ایرانیان مصون از تمام دسیسه ها و دغل کاریها؛ پاک و معصوم با گذر از دالان چندهزارساله زمان خود را به ما رسانده است. و دریغ که بازماندگان این مردمان نیک ، بعد از سال ها ، از برگزاری مراسمی برای آن درمانده اند.

صدا و سیما و چهارشنبه سوری

چهارشنبه سوری در خون ما ریشه دوانده است. چهارشنبه سوری جشن سپاس است، جشن دوست داشتن، جشن احترام، جشن شاد بودن به خاطر نعمت هایی که خداوند به ما ارزانی داشته است.

مخالفت کورکورانه با این جشن زیبا در تمام دوره ها و جود داشته است و هنوز هم ادامه دارد.

چندسال گذشته صدا و سیما به طرزی آماتور در مخالفت با جشن چهارشنبه سوری چند روز پیش از آغاز جشن، با نشان دادن نوجوانانی که با بمب های ترقه ای عضوی از بدنشان را از دست داده و مصاحبه با آنها، مردم را از عواقب برگزاری چهارشنبه سوری می ترساند و به آنها هشدار می دهد که جشن نگیرید که خطر مرگ و قطع عضو وجود دارد.

آنها حتا نام چهارشنبه سوری را عوض کرده و اسم جعلی «چهارشنبه آخر سال» را جایگزین کرده اند. یعنی ملتی با این همه سابقه تاریخی ظرفیت انجام درست یک جشن را ندارد؟

مرحله دوم مخالفت

در مرحله دوم هنگام برگزاری جشن نیروهای انتظامی به جان مردم افتاده و آنها را زیر باد مشت و لگد می گیرند.

این حرف و این عمل برای کشوری که ادعای فناوری اش کل دنیا را گرفته است نقطه ضعف بزرگیست.

چرا وقتی این جشن وجود دارد، وقتی جز دوستی و محبت چیز دیگری را ترویج نمی کند، از مدیریت درست آن باز مانده ایم.

راه حل ساده

به جای برخورد با این نوجوانان دوستدار شور و هیجان باید هیجان آنها را مدیریت کرد.

سالانه میلیونها عدد (تومان فرقی نمی کند) از این ترقه ها به صورت قاچاق وارد کشور می شود. تعداد زیادی هم به صورت دستی و غیراستاندارد داخل کشور تولید می شود و گاه گاهی حادثه ساز می شود. با ایجاد چند کارگاه یا کارخانه تولید ترقه و فشفشه و ... در داخل کشور که با استانداردی بالا اقدام به تولید می نمایند آمار مجروحان چهارشنبه سوری و سایر جشن ها را می توان به صفر نزدیک کرد. این کار باعث اشتغال تعداد زیادی هم می گردد.اگر امکانش نیست می توان با وارد کردن قانونی این مواد و عرضه آن در فروشگاه ها از کشته و مجروح شدن جوانان این مرز و بوم جلوگیری نمود.

مدیریت جشن

در تالش خودمان خانه ها آپارتمانی شده اند. امکان برگزاری جشن در حیاط منازل نیست. این امر چند دهه پیش در کشورهای جهان اولی روی داده است. آنها با تعیین مکانهایی روباز همه ساله در شادی همدیگر سهیم می شوند. حال ما که زیباترین جشن ها را داریم ، جشن هایی که از لحاظ قدمت و فرهنگ جزو جشن های ریشه دار بشریت محسوب می شوند؛ پس چرا هنوز که هنوز است اقدام به ساخت چنین مکانهایی نکرده ایم؟

توریسم و چهارشنبه سوری

به حرف های چند روز گذشته نامزدهای ورود به مجلس شورای اسلامی اگر دقت کرده باشید همه جذب توریسم جزو اولویت های کاریشان محسوب می شد. توریسم را در چیزهای عجیب و غریب می جوییم. حتمن باید کار خارق العاده ای انجام داد تا توریست به تالش بیاید.نه آنقدرها هم پیچیده نیست.

با پیش بینی ساده یک مکان کنار دریای خزر( می تواند چند مکان هم باشد) و برگزاری جشن چهارشنبه سوری در جوار بزرگترین دریاچه جهان همه ساله تعداد زیادی برای دیدن این جشن به تالش می آیند.

جشن را می توان به آق اولر(نوادی) دیزگو متش و ... کشاند و سالانه شاهد حضورجهانگردان (اگر مسایل تحریم اجازه دهد)  از تمام دنیا بود.جشن را می توان به قلعه صلصال برد و شکوه باستانی ایران را نفس کشید.به امید آن روز...

رستم جهانگشا-تالش

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 11:8  توسط رستم جهانگشا  | 

 

نه گاو ِ نر بازَت می شناسد

نه انجیربن

نه اسبان

نه مورچه گان ِ خانه ات

نه کودکَت بازت می شناسد

نه شب

چرا که برای ابد مرده ای

 

نه صلبِ سنگ بازت می شناسد

نه اطلسی ِ سیاهی که در آن تجزیه می شوی

حتا خاطرۀ خاموش ِ تو نیز دیگر بازت نمی شناسد

چرا که برای ابد مرده ای.

(فدریکو گارسیا لورکا-ترجمه احمد شاملو)

 

یکی از طرفدارانِ اسالمی اسلامدوست، زمانی که چند هفته پیش شایعه تایید صلاحیت ایشان در تالش پیچید؛ گفت: اگر حاجی بیاید، راضیم بچه ام را قربانی کنم.

اسلام دوست هیچ گاه معنی این حرف را ندانست، این عشق را درک نکرد و معشوقش را با ریاکاری و فریب به بازی گرفت و سرانجام خود نابود گردید.

مراحل یک سقوط:

لغزش اول:

حدود پنج سال پیش 135 نماینده مجلس بیانیه ای را تهیه و امضا می کنند یکی از امضاکنندگان این نامه عسگراسلام دوست است. بعدها که فشار زیاد می شود اسلامدوست از کرده پشیمان شده، با انواع و اقسام روشها مراتب عذر خواهی خود را بیان می دارد. بنده کاری با محتوای نامه ندارم بحث بنده موضوعی اخلاقی است. اسلامدوست چون انسانهای ترسو هم حزبیهای خود را تنها گذاشته و به صورت انفرادی عمل می کند که در عرف سیاسی یا اجتماعی عملی ناشایست محسوب می گردد.

لغزش دوم:

اسلام دوست در هفتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی رد صلاحیت می شود.

لغزش سوم:

در همان دوره از آقای « خندستانی» اعلام حمایت می کند.دلایل این اشتباه را بیان می دارم:

1-خندستانی در جناح مخالف اسلامدوست قرار داشت.

2- برتری خاصی نسبت به « یاری» نداشت.

لغزش چهارم:

خندستانی نتیجه انتخابات را به یاری واگذار می کند.

لغزش پنجم:

در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی رد صلاحیت می شود.

لغزش ششم:

از اسماعیل حسن زاده حمایت می کند.

لغزش هفتم :

اسماعیل حسن زاده نتیجه انتخابات را به یاری واگذار می کند.

لغزش هشتم و سقوط نهایی :

فریب کاری آقای اسلامدوست برای مردم رو می شود.

فریب چگونه شکل گرفت:

اسلام دوست مردم ِ تالش و احساسات پاک آنها را به بازی گرفت. برای رسیدن به خواسته های شخصی و آرزوی دیرین خود ( شکست بهمن محمد یاری) وارد قماری کثیف شد.

اسلام دوست در بحث اعلام حمایت ، کارایی های افراد، سطح سواد ، نوع نگرش ، تعلقاتشان به احزاب و گروهها را نادیده گرفت.

14 نفری که بالا آمده بودند، افراد شناخته شده ای برای آقای اسلام دوست بودند.اگر ایشان می خواست در جهت منافع تالش گام بردارند از همان روز اول با سبک سنگین کردن تمام فاکتورها به انتخاب گزینه ای می پرداخت. اما او هیچ گاه چنین کاری انجام نداد. زیرا در فکر اسلام دوست اول منافع شخصی، دوم شکست یاری و سوم منافع تالش دارای اهمیت بودند.اسلام دوست با سنجش افکارعمومی و مشاهده نفوذ آقای حسن زاده در بین مردم هشتپر و ماسال به گزینه مورد نظر خود رسید: اسماعیل حسن زاده.

تا رسیدنِ آقای اسلام دوست به گزینه مورد نظر  4 روز از تبلیغات کاندیداها گذشته بود و عده زیادی منتظر اعلام نظر اسلامدوست بودند.اسلام دوست با زیرکی هرچه تمام روز 18 اسفند در وبلاگ شخصی خود مطلبی با عنوان عدم حمایت از کاندیدایی خاص می گذارد و در عالم خیال از تبعات بعدی این حمایت که امکان بروز داشت خود را مصون نگه می دارد.

اقدام فریب کارانه بعدی اسلامدوست حمایت عملی از اسماعیل حسن زاده بود. در واقع اسلامدوست با پشت کوهی فرض کردن مردم و دست کم گرفتن شعور سیاسی آنها رفتار دو گانه ای فقط در راستای منافع شخصی پیش می گیرد.به گمان اینکه وبلاگ مخصوص پایتخت نشینان و صاحبان قدرت است و تالشها هنوز با اینترنت هیج آشنایی ندارند و خوانندگان وبلاگ هم حزبیهای اسلامدوست و کسانی است که او برای گرفتن تاییدیه ده ها بار به دیدارشان رفته بود، وارد بزرگترین قمار زندگیش می شود.

پدر و برادر خود را به ستاد و جلسات سخنرانی آقای حسن زاده می فرستد و خود با تلفن به سردسته های هوادارانش اعلام می دارد، کاندیدای مورد نظر ش اسماعیل حسن زاده است.

در اینجا تحصیلات هیچ نقشی ندارد، قومیت و حساسیت های مربوط به آن هیچ نقشی ندارد، کارایی هیچ نقشی ندارد تنها عامل: شکست بهمن محمدیاری و منافع شخصی است.

اگر تحصیلات مهم بود آقای وجه ا... حقیقت نژاد در جایگاهی قرار داشت که یک سرو گردن از بقیه کاندیداها بالاتر بود.

اگر کارایی مطرح بود مجید نیکخو فوق لیسانس عمرانی با سابقه اجرایی زیاد بود که منطقه تالش نیاز مبرم به آن داشت.

اگر بحث دوستی مطرح بود موسی زاده سابقه دوستی نزدیک با اسلام دوست داشت.

اگر حزب مهم بود پورعبادی جزو لیست اصلاح طلبان بود.

اگر تجربه ملاک بود خود یاری با تجربه تر از تمام کاندیدها بود.

ولی هیچ کدام برای اسلام دوست ملاک نبودند. تالش برای او هیچ معنایی نداشت .او فقط در فکر انتقام بود.

این اقدام فریبکارانه با واکنش مجله تالش مواجه می شود. بسیاری از تالش ها که از محتویاتِ وبلاگِ اسلام دوست مطلع بودند؛ افشاگری می کنند و جوی دو گزینه ای ایجاد می شود: بهمن محمد یاری و عسگر اسلام دوست.

عده ای از باوفاترین یاران اسلام دوست با مشاهده فریبکاری وی به جبهه مخالف وارد می شوند. عشق مبدل به نفرت می شود و  تعداد زیادی از رای هایی که برای گزینه اسلامدوست کنار گذاشته شده بود به نفع رقیب او وارد صندوق های رای می شود.

حسن زاده شکست می خورد یا نمی خورد.

یاری پیروز می شود یا نمی شود.

به هر حال اسلامدوست برای ابد از صحنه سیاسی تالش محو می گردد.

رستم جهانگشا-تالش

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 0:46  توسط رستم جهانگشا  | 

 

در مقاله « پیش بینی زودهنگام نتیجه انتخابات تالش» دو نفر فینالیستِ بنده: «مجید نیکخوی» و «بهمن محمد یاری» بودند.

اسمی از «اسماعیل حسن زاده» برده نشده بود. خب پیش بینی بود و یکی از فینالیست ها درست از کار درنیامد.

در این باره که چرا «مجید نیکخوی» به بازی نهایی نرسید، موارد زیر را می توان بیان داشت:

1- حمایت سیاست محور عسگر اسلام دوست از اسماعیل حسن زاده.

اسلام دوست 3 روز پایانی را به حسن زاده اختصاص داد. به طور رسمی اعلام موضع نکرد ولی از هر طریق ممکن به سردسته های طرفداران خود، رساند که نامزد مورد نظر او اسماعیل حسن زاده است.در وبلاگ خود نوشت بی طرفم و وقتی تعداد کم بازدید کنندگان وبلاگ را مشاهده کرد فکری ماکیاولیستی به مغزش خطور نمود: اعلام حمایت نه به طور رسمی.

2- شکاف در بین مستقلان تالش

مستقلان تالش نشان دادند هنوز در ابتدای راهند . اگر این گروه که تا دقایق آخر روی مجید نیکخوی به توافق رسیده بودند، می توانستند آن را حفظ کنند، به طور یقین نیکخوی نماینده مجلس بود؛ اما با دو دسته شدن این جمعیت و گرایش مستقلا ن لیسار و حویق و ماسال به اسماعیل حسن زاده از یک طرف و گرایش مستقلان اسالم و رضوانشهر به نیکخوی از طرف دیگر، ورق برگشت.

3-حرکت ناسیونالیستی روزهای پایانی

 پخش شبنامه های گسترده با اسامی مستعار از جانب هر کس که بود، به ضرر مجید نیکخوی به پایان رسید.« شکری» برنده این بازی بود. شکری در 3 روز پایانی با حضور در جلسات سخنرانی ِ خانه به خانه که از جانب طرفدارانش ترتیب داده می شد، رای های احساسی تالشان را به سوی خود سرازیر کرد. زیرا برخلاف نیکخوی که حتی فتوکپی شناسنامه اش با پسوند نام یک روستای خلخال در سطحی وسیع پخش شده بود، شکری اصل و نصب تالشی داشت که توانست احساسات ناسیونالیستی تالشان را تحریک نماید.

سخنرانی های شکری نیز موجه و جالب بود. از وعده های آن چنانی پرهیز می کرد و با وقار و متانت که همگان از یک مرد اصیل تالشی انتظار داشتند، در جلسات شرکت می نمود؛ به طوریکه افکار عمومی از او به عنوان مردی متشخص یاد می کردند.در همان پیش بینی هم گفته بودم؛ شکری اگر چند ابزار از جمله شروع زودهنگام تبلیغات را داشت می توانست وزنه سنگینی باشد.

4-سخنرانی ضعیف روز پایانی

این سخنرانی عده بسیاری را که برای سبک سنگین کردن حرف های نامزدها ساعت ها سرپا می ماندند را ناامید نمود. نیکخو از امتیازی که به عنوان تنها مهندس واقعی این لیست 14 نفره داشت هیچ گونه استفاده ای ننمود و با پرداختن به موضوعات حاشیه ای که بیشتر به سایر کاندیداها ربط داشت فرصت پیش آمده را بر باد داد.

 

و تمام این عوامل دست به دست هم داد تا اسم مجید نیکخوی و اسماعیل حسن زاده در بازی نهایی با هم  عوض گردد.

 

رستم جهانگشا- تالش

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 0:56  توسط رستم جهانگشا  | 

آخرین خبرها از انتخابات تالش مربوط به پیشروی و بالا آمدن 1 متری آب دریای خزر است. بنا به گفته یکی از آشناهای ما که خیلی هم باسواد است احتمالن تا روز یکشنبه نتیجه انتخابات معلوم خواهد شد.هم چنین« گدَ مِرد» که حضور فعالی در تمام خیابانهای تالش دارد احتمال برنده شدن یک نفر را داد.با این احتمال کسانی که فکر می کردند 2 یا 3 نفر می توانند وارد مجلس شوند به اشتباه سنگین خود پی بردند.

 

نظرات خوانندگان:

 

قلوه سوز:

دیوث ها. خجالت بکشید همه نماینده ها کارت صوخت موتور را می گیرند و جریمه می کنند. پای ثندوق نروید اهمق ها.

 

 

ایرانسل:

به خدا من را به کسی ندادند.من پاکم اصیلم.6 تومان قیمت دارم.

 

پطر کبیر:

اسلا م دوست جرات داری بیا کوچه پایینی پدرت را در میارم.

 

پطر صغیر:

این چه طرز حرف زدنه پتر کبیر .پوزه ات را به خاک می مالم. حاجی همون حاجیه     مثل گلین باجیه!

 

رستم جهانگشا:

1-   روی جلد خیلی حرفه ای بود.

2-   رنگ جلد خیلی بدترکیب بود.

3-   آزموده خسته نباشی.

4-   نظر من از همه مهم تره.

5-   9،10، 11، را حذف کردم.

6-   پیروزی خودش یه تیمه   قرمز به رنگ خونه!

 

ناجی تالش:

تالش به کرد رای نمی دهد.مرگ بر تالشها!

 

امیرکبیرتالش:

شما خدمات یاری در 8 سال گذشته را فراموش کرده اید.شما خبر دارید حاجیِ بدبخت با چه خون جگری ویلای 330 متری اش را تهیه کرد.

 

عشق آمار:

هسن زاده : 320000

یاری : 180000

نیکخو: 1990

اثلانی: 999

بقیه: 10

 

کشته آمار:

عشق آمار ِ پدر سگ.چرا آمار جعلی منتشر می کنی. آمار درست بدین قرار است:

یاری : 520000

نیکچو: 20000

حسن زاده: 2000 

بقیه: 8

 

اهل تسنن:

بدبخت ها بروید بمیرید. یاری صنی است.و فقط او به درد تالش می خورد.   وکیل تالش کی بشه   هر کی بشه یاری نشه!

 

 

سنی پرست:

خاک بر سرت آزموده! آبروی ما را بردی . برو به جهنم.صپاهان همین الان گل دوم را خورد. خجالت بکش ای گربه سنی. آزموده حیا کن    تیم ملی رها کن

 

تالش:

ما تالشان با قیرت به حسن زاده تالشی رای می دهیم. مرگ بر کرد!

 

تالش جهانی:

بدبخت ها از تعسب خال خالی دست بردارید.کلینتون در آمریکا خودش تالش است. حسن زاده که کرده   اصلیتش تالشه!

 

 

استاد شهریار:

خاک بر سرت استاد بیهقی.نظر حرفه ای می دهی. تو مدیر نالایق به جای اشک و آه برو برنامه ریزی نود درست کن. چرا برای مردم تعیین تکلیف می کنی بیچاره!

 

تالش برو:

بمیرید که یک کرد در کردستان عراق دیروز عروسی کرد! عروس چقدر قشنگه    ایشا لا مبارکش باد...

 

جمعیت هم جنس بازان انگلیس:

سسسللام جونی!

حسن زاده جون و اسلامدوست جیگر گلی  پیوندتا ن  مبارک.شعری تقدیم به دو شاخ شمشاد: اسّی که خیلی خوبه

عسگر واسش می میره

 

 

اسالمی:

من از اسالمم. 100 در صد اسالم از نیکخو حمایت کرد.ما مثل لمریها بی غیرت نیستیم.مثل خرجگیلیها رای فروش نیستیم.ما سه راه سرتیپ نیستیم.زنده باد یاری!

 

حاجی دوست:

لعنت بر انگلیسیهای کثیف. تذکر می دهیم حاجی فعلا قصد ازدواح ندارد. و گرنه بهترین خواستگارها دم در خانه شان صف بسته اند.ما حاجی را به کرد شوهر نمی دهیم.

به کس کسونش نمی دم  به همه نشونش نمی دم.

 

لعنت دوست:

خجالت بکشید. دست از بچه بازی بکشید.

ادیسون تالش کیه      چوکای تالش چیه

یاور تالش کی باشه           وکیل تالش چی باشه

 

 

استاد ابوالفضل بیهقی ثانی

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 اسفند1386ساعت 15:47  توسط رستم جهانگشا  | 

 

بوی عیدی    بوی توپ    بوی کاغذ رنگی

بوی تند ماهی دودی وسط سفره  ی نو

بوی یاس جانماز ترمه ی مادربزرگ

 

با اینا زمستون  سر می کنم

با اینا خستگیمُ در می کنم

 

شادی شکستن قلک پول

وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد

بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب

 

با اینا زمستو ن سر می می کنم

با اینا خستگیم در می کنم

 

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه

شوق یک خیز بلند از روی بته های نور

برق کفش جفت شده تو گنجه ها

 

با اینا زمستون سر می کنم

با اینا خستگیم در می کنم

 

عشق یک ستاره ساختن با دو لک

ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه

بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

 

با اینا زمستون سر می کنم

با اینا خستگیم در می کنم

 

بوی باغچه    بوی حوض   عطر خوب نذری

شب جمعه    پی فانوس     توی کوچه گم شدن

توی جوی لاجوردی هوس یه آب تنی

 

با اینا زمستون سر می کنم

با اینا خستگیم در می کنم

با اینا زمستون  سر   می کنم

با اینا زمستون سر  می کنم

با اینا زمستون سر می کنم

با اینا...

 

چقدر این ترانه را دوست دارم. شاهکاری که هیچ وقت کهنه نمی شود. نوروز و بهار برای من با این آهنگ و صدای «فرهاد» و ترانه «شهیار قنبری» عجین شده است.

ترانه را می توانی هر طور که دلت خواست تعبیر کنی. اعتراض، عاشقانه، نوستالوژیک .

هنوز که هنوز است بهترین دوران زندگی من به کودکی برمی گردد. کوچه های گلی ،اتاق رویایی مادربزرگ. دنیایی که غم را نمی شناخت. بازی بینهایت و دوست داشتنی تا ابدیت. حسرت های ما کوچک بود. دلتنگیهامان ناچیز بود. چند ماه قبل از رسیدن نوروز باستانی به شمارش روزها می پرداختیم و برای عمو نوروز لحظه شماری می کردیم. آن روزها بنفشه را چقدر خوب درک می کردیم. وای سیزده بدرهای تکرار ناشدنی با کسانی که دوستشان داشتیم و دیگر نیستند . کسانی که زندگی را دوست داشتند. از پاکی و سبزی و راستی لذت می بردند.

آن روزها اگر آن مهربانان نبودند در زندگی من خلئی حاصل می شد و همواره مرا آزار می داد.

کودکانتان را هر طور که ممکن است، حتی با قرض و بدهی نونوار کنید. برای آنها قصه نوروز را بخوانید. بگویید بنفشه چه گلیست. هفت سین را و دلیل بودنش را توضیح دهید. عمر بی غمی آنها کوتاه است. وقتی به دامان زندگی پرت شدند غم گریبانشان را خواهد گرفت و دیگر هیچ چیزی برایشان نخواهد ماند.

رستم جهانگشا-تالش

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 10:39  توسط رستم جهانگشا  | 

  

ستادهای انتخاباتی ِ تالش شلوغ است. بسیاری تا پاسی از شب به فعالیت های تبلیغی خود ادامه می دهند.

هر گونه فردی را می توان در این بین دید. به کسانی برخورد می کنی که در شرایط عادی سالی بیشتر از چند بار به مرکز شهر نمی آیند؛ اما اکنون از سپیده دم تا انتهای شب روبروی ستادها صف بسته اند. علت چیست؟ این همه نیرو و انرژی از کجا آمده است.

برای رسیدن به جوابی قانع کننده افراد تاثیرگذار در سرنوشت انتخابات تالش را ،دسته بندی می کنیم:

1-کسانی که چرخ زندگی روزمره شان را می چرخانند. شامل:

A-راننده ها- راننده با عقد قرار داد های هفتگی یا روزانه با نمایندگان کاندیداها، ضمن شرکت در جلسات، معاش خانواده خود را نیز تامین می نمایند.

B- چایچی ها- چایچی ها یک هفته به صورت رسمی و یک یا چند ماه به صورت غیر رسمی می توانند ضمن شرکت در جلسات گره ای از گره های مادی زندگی خود را بگشایند.

C-کارگران فصلی- در مواقع بیکاری به ستادها آمده و با انجام کارهای مختلفی که وجود دارد از جمله: حمل و نقل باندها و بلندگوها، جابه جایی صندلی و میز و ...روزی برای زن و بچه خود فراهم می کنند.

D- معتادهای بیکار - رای رای است. ارزش رای یک معتاد بیکار با یک پروفسور برابر است. لذا هیچ کاندیدایی یک معتاد بیکار را از جلوی ستادش نمی راند. آن ها هم از فرصت استفاده کرده و گاه گاهی از افراد موجود در ستاد پولی طلب می کنند.

E- صاحبان چاپ خانه - اگر می خواهی کار چاپی را به عهده بگیری باید وارد ستاد هم بشوی و خودی نشان دهی و گرنه چاپخانه های فراوانی در مراکز استان و تهران وجود دارند که ارزان تر و با کیفیت ترند.

2- سرمایه دارها

صاحبان سرمایه در انتخابات تالش و شاید تمام نقاط دنیا نقش مهمی ایفا می نمایند. ولی تفاوت مهمی که انتخابات تالش( یا ایران زیاد فرق نمی کند) با ممالک جهان اولی دارد ، شفاف نبودن منابع مالی است. برای مثال مردم آمریکا همواره می دانند تا سنت آخر هزینه های تبلیغاتی «اوباما» یا «کلینتون» از حزب «دموکرات» به چه طریقی تامین شده است.

در تالش همواره شاهد بوده ایم کسانی با صرف هزینه ای 100 میلیونی به نامزد مورد علاقه شان کمک می نمایند. سوالی که به ذهن خیلی ها خطور می کند، این است: این هزینه ها چطور جبرا ن می شود؟ نماینده مجلس از چه طریقی به فرد کمک می رساند؟ اصلن حقوق یک نماینده مجلس چقدر است؟ اگر فرض کنیم ماهانه یک نماینده مجلس 2 میلیون تومان حقوق دریافت نماید، در طی 4 سال جمع مبلغ دریافتی او به 96 میلیون تومان می رسد. پس چگونه است یک نماینده برای رسیدن به مجلس صدها میلیون هزینه می نماید؟

این ها سوالاتِ بی پاسخ مانده افکار عمومی می باشد.که شک بوجود می آورند و ذهن را به طرف استفاده از رانت های اطلاعاتی و مالی، توسط آنها، سوق می دهند.

3- تحصیل کرده های بیکار

واقعیتی غیر قابل کتمان است. در تمام دوره های نمایندگی مجلس، وجود داشته است. فرقی نمی کند کاندیدای مورد نظر شما وارد مجلس بشود یا نه . تعداد زیادی از تحصیل کرده های تالش به مدد تبلیغات برای یک نامزد و به واسطه مقام و موقعیت او صاحب شغل شده اند. این روش یکی از بدترین انواع روش ها می باشد؛ که باعث سرخوردگی بهترین جوانان این خاک گردیده است. تا کی و چه زمان این روش در تالش پا بر جا خواهد بود، بر کسی معلوم نیست. احتمالن تا زمانیکه بحث کار و بیکاری وجود داشته باشد این موضوع نیز به قوت خود باقی خواهد ماند.

4- نزدیکان نماینده

هم محلی ها، فامیل ها، هم زبان ها و دوستان در این دسته جای می گیرند. آنها بیشتر به دلیل عِرق و تعصب به حمایت از نامزد خود می پردازند. البته کسانی که از درک سیاسی بازتری نسبت به مسایل تالش بر خوردارند، حضور نزدیکان را در ستادهای ِ در معرض ِ دیدِ عام، کنترل نموده و از به اکثریت رسیدن آن ها جلو گیری می نمایند. زیرا در پراکندگی وسعت تالش ،کسی می تواند رقابت را به سود خود به اتمام رساند که فرامنطقه ای عمل کند.

5- مردان حاشیه

انتخابات فرصت بسیار مناسبی برای عرض اندام آن هاست. انتخابات به آن ها این شانس را می دهد، هرچند کوتاه مدت ، خود را دارای قدرت احساس کنند و با داشتن یک دشمن فرضی و همراه شدن با فردی قدرتمند، علیه آن دشمن فرضی قد علم نمایند. این دشمن می تواند دشمن طایفه آن ها باشد.دشمن زبان آن ها باشد، دشمن شخصی آنها باشد و ... .

در انتخابات تالش این افراد کمترین چشمداشت و بیشترین تاثیر را ایفا می کنند.به همین دلیل است که برای انتخاب شدن در تالش ، باید یک یا چند سال قبل از انتخابات، رفت و آمد های خانه به خانه و طایفه به طایفه را در دستور کار قرار داد.باید به آن ها اطمینان داد که فردی مقتدر هستید. فرماندهی هستید که به سرباز برای جنگیدن نیاز دارید. و این جلب اطمینانِ سرباز، مدت ها به طول می انجامد. در انتخاب های گذشته کسانی برنده شده اند که خود را دشمن یک قدرت برتر دانسته اند و با این حربه و شعار از راه بدر کردن آن دشمن قدرتمند، وارد عرصه کارزار شده اند.این افراد هزینه چندانی برای نامزد انتخاباتی ندارند خواسته های آنها کوچک و گاهی هیچ است.کاندیدا فقط یک کارذهنی صورت می دهد و آن افراد را که همواره در طول زندگی به نوعی تو سری خور بوده اند با خود همراه می سازد.

6-نوجوانان

آنها یک هفته و بیشتر آزادی ،احترام ، برخورد مناسب و از همه مهمتر هدف را لمس می کنند.نوجوانانی که آرزوهای فروخفته شان به عقده بدل شده، در فرصت یک هفته ای تبلیغات به ستادها آمده و خودی نشان می دهند. بزرگان چنان آنها را تحویل می گیرند که برایشان در حکم نوعی تشویق ِ جهان سومی محسوب می گردد.آن ها بیشتر انسان های بی هدفی هستند که شوق پیروزی، هدفِ موقتِ آن ها، در زندگی می شود.این هدف به آن ها انگیزه و قدرت می دهد.آنها شور و شوق را به ستادها و مکانهای تبلیغاتی وارد می کنند. در ماشین هایی که نامزدهای مورد علاقه شان برای آنها اجاره کرده اند، دست می زنند. نام نامزد مورد نظر را فریاد می زنند و به نوعی حضور خود را اعلام می کنند.

7-زنان

زنان در تبلیغات انتخاباتی تالش نقش بسیار کم رنگی دارند.هر چقدر در روستاها و ییلاقات تالش شاهد حضور بسیار فعال زنان در عرصه اجتماع هستیم، این نقش در مرکز شهر تالش که کانون اصلی تبلیغات کاندیداهاست، محو می گردد. در واقع بافت شهری هشتپر به علت تاثیر پذیری از اقوام مهاجر آن -- ترک ها و کردهای ( کرمانج های) خلخال-- به زنان فرصت عرض اندام در فعالیت های اجتماعی وسیع را نداده است.این تفکر پتانسیل عظیم این قشر فعال را از بین برده است. در سال های اخیر حرکت های ضعیفی برای عرض اندام زن ها در فعالیت های اجتماعی را شاهد بوده ایم که در قیاس با شهرهای دیگر گیلان و تمدنی که میرا ث دارش هستیم، هیچ شمرده می شود.

8-کارمندان

نقش کارمندان خصوصن دبیران در انتخابات تالش قابل انکار نیست.تعداد زیادی از این مردان به واسطه شرکت در چنین مراسم هایی وارد عرصه های سیاسی و رشد موقعیت اجتماعی و مادی خود شده اند. فعالیت های این دسته به دلیل خصلت محافظه کارانه اغلب آن ها، در پشت پرده صورت می گیرد و مشاهده آن ها در ستاد ها به ندرت صورت می گیرد.آنها جلسات سخنرانی ترتیب داده، خود به عنوان پیش سخنران سخنرانی کرده و با دعوت هم کاران خود تشکلی قدرتمند را سازماندهی می کنند. فعالیت ها و خواسته های بیشتر این افراد موارد سنتی ، صنفی یا شخصی را شامل می شود.

9-کشاورزان

بیشترین اعضای این گروه در ردیف مردان حاشیه قرار می گیرند. استثناها مربوط به بزرگان قوم و ملاکین بزرگ می باشد که در نقش های سرما یه دار و لیدر طایفه وارد عمل می شوند.

10-افراد بی هدف(رای های پراکنده)

اگر نوجوانان و مردان حاشیه به واسطه انتخابات، هدفی در افق زندگیشان پدیدار می شود دسته اخیر را هیچ شعاری وسوسه نمی کند. این افراد خود به چند دسته تقسیم می شوند.اینها خصوصیت مشترک دیگری دارند: رفتن یا نرفتن هیچ کس به مجلس، برای آنها اهمیت ندارد.

عده ای از این افراد رای خود را می فروشند.

عده ای به قیافه، اسم، نوع تبلیغات رای می دهند.

عده ای دیگر اصلن در انتخابات شرکت نمی کنند.

دسته های اول و دوم خصوصن در سال های اخیر نقش پررنگی در تعیین نماینده ایفا کرده اند که هر دو مورد به توانایی مالی کاندیدا بستگی مستقیم دارند.

سخن پایانی

تاریخ بهترین قاضی هاست. هنوز که هنوز است از «هلاکو رامبد» به نیکی یاد می شود. آنقدر این خوبی ریشه دار است که شهری و روستایی نمی شناسد. هیچ کدام از نماینده های بعد از انقلاب تالش، نتوانسته اند به جایگاه رفیع «رامبد» در دل توده ها دست یابند.

 با سیاست های ماکیاولی محور می توان دل توده ها و خصوصن افراد حاشیه ای را بدست آورد و وارد مجلس شد؛ اما همین توده ها با هدف شکست دشمن فرضی چنان ضربه ای به شخص می زنند که شوک ناشی از آن تا پایان عمر گریبانش را می گیرد.نخبه کشی که از خصوصیات بارز ایرانیهاست، در تالش کمتر نمود داشته است. آخرین نمونه آنرا می توان «عسگر اسلامدوست» دانست که هنوز بعد از 8 سال جایگاه ویژه ای در دل تالشان دارد. در واقع بافت قومی تالشان به گونه ای است که افراد صادق با آن ها ، همیشه در اوج می مانند، شاید این خصلت یکی از دلایل ضعیف شدن تدریجی تالش بزرگ بوده است که در برابر سیاست و بازیهای کثیف آن تاب مقاومت نیاورده است. 

رستم جهانگشا-تالش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 0:17  توسط رستم جهانگشا  | 

مصاحبه اختصاصی آسوشیتد پرش با استاد الحاج مهندس دکتر ابوالفضل بیهقی ثانی کاندیدای مجلس شورای اسلامی تالش

 

آوازه استاد بیهقی به ما نیز رسید. التماس از ما و امتناع از استاد. زیر بار مصاحبه نمی رفت. تا اینکه خبر نامزد شدن ایشان را شنیدیم و با وساطت چند نفر از بزرگان تالش بالاخره استاد راضی شده تن به مصاحبه داد. بنده اوریانا فالاچی اعتراف می کنم جذاب ترین و بهترین مصاحبه ای بوده که تا کنون انجام داده ام.

فالاچی –میلان -خیابان للکه پشته-کوچه حسن دیرمانی-نوامبر 2007

 

با عرض سلام خدمت شما و تشکر بابت وقتی که به ما داده اید.لطفن خودتان را معرفی کنید.

بنده استاد بیهقی از اساتید بنام منطقه تالش می باشم.

استاد از سوابق تحصیلی و کاری خودتان بگویید.

سوال خوبی است. بنده 4 مدرک دکتری دارم.همه را از اروپا گرفته ام.3 بار به مکه مشرف شده ام. رکورددار کشتن گوسفند جلوی پای حاجی در تالش می باشم. رکورددار تعداد مهمان برای شام دادن در منطقه می باشم.«توی بگی» 123 مجلس عروسی را عهده دار بوده ام. و ...زیاد است.

استاد ببخشید این مدارک را از کدام کشورهای اروپایی گرفته اید؟

آذربایجان. ارمنستان.تاجیکستان و جمهوری خودمختار نخجوان.

اینها مگر جزو اروپا می باشند؟

پس چه خیال کرده اید فکر می کنید اروپا در ایتالیا خلاصه شده.مثل اینکه دوباره افکار نازیستی در سر می پرورانید.

ببخشید.

ادامه بدهید.

آیا شما قبلن سابقه ورزشی هم داشته اید؟

بله بنده با چند نفر از بزرگان ورزش عکس یادگاری گرفته ام.

انگیزه شما از شرکت در انتخابات چیست؟

بنده انگیزه های زیادی دارم ؛یکی قبولی هم زمان سه تا از اولاد های این جانب در دانشگاه آزاد. دوم بیماری استخوان درد اینجانب که دکترها گفته اند در جای خشک باید زندگی کنی؛ سوم از ساختمان جدید مجلس خیلی خوشم می آید؛  چهارم لپ تاپهای داخل مجلس و اینترنت رایگان آن که برای اشاعه وبلاگ خود و گسترش علم از آن ها استفاده بهینه می کنم،خیلی قشنگ است.

استاد جدن انسان صادقی هستید.

خواهش بنده را بپذیرید خانم فالاچی.

رقبای جدی شما چه کسانی هستند؟

بنده رقیب جدی ندارم. این «رستم جهانگشا» است که شاید رقیب جدی داشته باشد.

یعنی این همه کاندیدا در تالش هیچ کدام جدی نیستند؟

چرا آن ها همه خیلی جدی هستند اما بنده خیر

استاد شما چه برنامه هایی بعد از پیروزی دارید؟

برنامه ها که زیاد است. طبق لیست عیال ابتدا باید یک دست مبلمان خوب برای خانه جدیدمان در تهرا ن بخریم. بعد انتقالی بچه ها را به تهران جور کنیم.سپس اگر قسمت شد سهمیه پژو را فروخته یک ماکسیمایی، بی ام وه ای، چیزی بخریم.بعد حالا گفتنش خوبیت ندارد ،چند خانه یا زمین در تهران بخریم و یه چند قطعه ای هم در ییلاقات تالش بخریم تا ویلایی چیزی بسازیم؛ آخر مغز که همش نباید درگیری داشته باشد؛ استراحت هم لازم است.

استاد ببخشید این موارد که همه جزو کارهای شخصی است برای تالش چه می کنید؟

خانم فالاچی مثل اینکه سن زیاد کار دستتان داده. اولن باعث افتخار تالش است که یک نفر چنین در تهران سرو صدا بکند و دست پول دارهای تهران را از پشت ببندد. دومن من مگر کار و زندگی ندارم که به خاطر مردم خودم را به دردسر بیندازم.

استاد ببخشید این طور صحبت کردن باعث می شود مردم نسبت به شما نظرشان عوض شود.

نگران نباشید برای آن ها هم فکرهایی دارم.چند فرودگاه تاسیس می کنم ؛تیم چوکا را اصلاح می کنم. چندان هم نگران نباشید.

این فرودگاه ها را در کجا احداث می نمایید؟

تالش با 3600 کیلومتر یعنی جا برای فرود گاه ندارد ؟شما چه فکر کرده اید؟

ببخشید چوکا را چه طور اصلاح می کنید؟

با ماشین صفر موی تمام بازیکنان کاکل به سر را می زنم، بازیکن باید منضبط باشد

بله ملتفت شدم ؛استاد می بخشید شما مدیرها را هم جابه جا می کنید؟

خیر-بنده تمام رده های کارمندان را جابه جا می کنم.در دوره من هیچ بعید نیست آبدارچی مدیر شود.

استاد فکر نمی کنید با این کارها از طرفدارن شما کاسته شود؟

بنده تعجب می کنم شما که با نصف سیاستمداران دنیا مصاحبه کرده اید چنین سوال هایی می پرسید.ببینید با این کارها چند نفر شامل مدیر و چند نفر دوست آشنای او دلخور می شوند . بقیه که دل خوشی هم از مدیر ندارند کبک شان خروس می خواند. تازه فک و فامیل های آبدارچی را دست کم گرفته اید خانم فالاچی همیشه یادتان باشد آبدارچی ها بیشترین فک و فامیل و ایل و طایفه را دارند

شما این را از کجا کشف کرده اید؟

مثل روز مبرهن است.همیشه وکیل ها و مدیر ها برای اینکه هوای ایل و طایفه ها را داشته باشند، یکی دو نفر از فک و فامیل های آن ها را سر کار می برند، هر کاری هم نمی شود به آنها داد مجبور می شوند؛ دربانی، آبدارچی آنها را بگمارند تا بعد با واسطه دانشگاه آزاد و باکو بورکینافاسو پیشرفت کنند.

با این حساب آیا شما باندبازی می کنید؟

باند بازی که صد درصد. عده بسیار زیادی معتقدند تیپ بنده بسیار شبیه «پیرس برازنان» بازیگر نقش «جیمز باند» است فلذا باندبازی که حتمن باید باشد.

استاد در مورد بیکاری جوانان چه برنامه ای دارید؟

بنده همه را می گذارم سر کار.

ببخشید به چه صورت؟

ابتدا یک ستاد می زنم و چند نفر را می نشانم آنجا.هر  جوانی مراجعه کرد دست خطی، نوشته ای دستش می دهم تا دو سالی سر کار باشد؛ بعد از دو سال دوباره نامه را عوض می کنم. خلاصه نمی گذارم جوان ها بیکار بمانند.

نظر شما درباره نوشتن پرده چیست؟

اصولن پرده و پرده نویسی از سنتهای رایج منطقه می باشد.و ما چون بسیار به مسئله فرهنگ و سنت اهمیت می دهیم؛ اکنون صدها پرده اعم از تبریک به خاطر آمدن باجناق پسرعمو یم از شیراز، عبور بدون حادثه از روبروی متل سپیدار و ... آماده کرده ام که در آینده ای نزدیک همه را در سطح شهر نصب خواهم کرد.

آیا در مورد استان تالش هم اقدامی می کنید؟

از اول قرار بود سوالهای سیاسی مپرسید.

استان تالش مگر سیاسی است؟

ببینید مگر استان سین ندارد. سیاست هم مگر دارای سین نیست. پس با هم رابطه دارند.از این بگذریم .سیاست 2 سین دارد.استان یک سین جمع می شود 3 سین .یعنی «سه» می شود.یعنی هیهات.

توضیح جالبی بود اما بنده متوجه نشدم.

سطح سواد شما چقدر است؟

بنده لیسانس دارم از دانشگاه میلان.

بگو یید دیگر. شما حدااقل چهار سال در دانشگاه پیام نور باکو باید درس بخوانی تا این چیزها را یاد بگیرید.

حق با شماست.می بخشید.شما از چه تاکتیک های تبلیغاتی استفاده می کنید؟

مهمترین تاکتیک های بنده «مجلس ترحیم» و «پرده» می باشد.

می توانید برای ما کمی بیشتر توضیح دهید.

تاکتیک پرده یک مرحله ای است. در تمام شهرهای تالش پرده می زنم که در دانشگاه قبول شده ام. هفته ای دو بار در مجلس حاضر بوده ام ،از خودم تقدیر می کنم و...

اما مجلس ترحیم چند مرحله دارد.

مرحله اول قبل از انتخابات:در تمام مجالس ترحیم منطقه تالش شخصن شرکت می کنم.

مرحله دوم بعد از پیروزی و سال های اول و دوم :در این سال ها خودم زیاد شرکت نمی کنم یکی از معاونینم را مسئول پیگیری و تایپ تسلیت می کنم

سال سوم مهم ها را می روم.

سال چهارم دوباره خودم مستقیمن پیگیری می کنم.

استاد ببخشید شما هم اقدام به چاپ دفترچه های انجام کار می کنید؟

خوب شد یاد آوری کردید.بنده از هم اکنون در تیراژ 3هزار تایی دفترچه صد صفحه ای چاپ کرده ام.

شما که هنوز کاری نکرده اید.

مگر قرار است کار کنیم و دفترچه منتشر کنیم.نشنیده اید شعار اگر به عمل تبدیل شود که شعار نیست.

ببخشید شما پول این ها را از کجا می آورید؟

بالاخره پول در مسئله های کلی و نظام های مدیریتی و اقتصاد کلان و صرف پل سازی و را ه سازی و ... هست.

بنده که متوجه نشدم

من هم به شما عرض کردم که حداقل چهار سال در نخجوان باید درس بخوانید.

شما در مورد ورزش هم کاری می کنید؟

بله سعی می کنم صبح ها زود برخواسته و به دربند بروم.

منظورم ورزش شهرستان است.

عزیزم شهرستان را چه به ورزش.شکر خدا آنقدر درخت داریم که هر تالش روزی یکی را ببرد برای 10 سال، همه می توانند ورزش کنند.

چطور؟

مگر ورزش با تبر کم ورزشی است.صد برابر از فوتبال بهتر است.بازوها می شوند مثل بوروس لی.

شما در مجلس سخنرانی هم می کنید؟

مرد حسابی (اینجا استاد بدون توجه به زن بودن بنده این جمله را خطاب فرمودند)مجلس مگر جای سخنرانی است.ما مرد عمل هستیم نه حرف.در ضمن وقتتان دارد تمام می شود.

در ست است در پایان اگر حرفی دارید بفرمایید.

امیدوارم صندلی ردیف اول در مجلس نصیبم نشود.

سوال آخر می توانم بپرسم چرا؟

با اینکه وقت گذشته اما عرض می کنم.نه می شود اس ام اس فرستاد.نه می شود وب گردی کرد. نه روزنامه خواند خلاصه دردسر است.

از وقتی که در اختیار ما گذاشتید سپاسگذاریم.

 

توضیح۱ : قرار بود این مصاحبه بعد از پیروزی استاد منتشر شود. اما درگذشت ناگهانی خانم فالاچی و به هم خوردن سیستم خبرگزاری آسوشیتد پرش، باعث انتشار زود هنگام مصاحبه گردید.

توضیح ۲- این مصاحبه را قبلن روی وبلاگم گذاشته بودم. با شدت یافتن جوگیری استاد، ایشان اصرار زیادی به انتشار دوباره آن در دنیای مجازی داشتند. من هم مجبور به انجام این کار شدم(رستم جهانگشا)

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 0:24  توسط رستم جهانگشا  | 

 

نامزدهای نهایی انتخابات تالش به قرار زیر می باشند:

1-مصلحت آفتابی خطبه سرا

2-نعمت ا... اصلانی

3-علی بهرامیان صیقل سرایی

4-عنایت ا... پورعبادی خطبه سرا

5-اسماعیل حسن زاده

6-سعید رحیم پور خطبه سرا

7-ساسان شکری

8-هادی عاطفی هنزنی

9-سید محمدرضا عسگری قلعه بین

10-وجه ا... قربانی زاده

11-بهمن محمدیاری

12-اسماعیل موسی زاده گیلانده

13-میر رحیم ا...میرکاظمی

14-مجید نیکخوی

 

این لیست یک ویژگی بارز دارد: سنی ها در آن جایی ندارند. چرا؟

1- در تالش سنی وجود ندارد؟

2- در تالش سنی تحصیلکرده وجود ندارد؟

3-سنی های تالش جزو عناصر غیر خودی هستند؟

4-سنی های تالش دارای عقب ماندگی ذهنی هستند؟

5- سنی های تالش غیرقابل اعتماد هستند؟

6- سنی های تالش در جنگ تحمیلی حضور نداشته اند؟

7- سنی های تالش شهید نشده اند؟

8- سنی های تالش مرتد هستند؟

9- سنی های تالش به قوانین جمهوری اسلامی پایبند نیستند؟

10- سنی های تالش در انتخابات شرکت نمی کنند؟

جواب این سوال را می توان از همین 14 نفر پرسید. آنها  در متن هستند و دلیل را بهتر می دانند.

توضیح اول: ابتدا می خواستم مقاله ی کاملی در این زمینه بنویسم. چهارچوب کلی کار هم آماده بود. اما بنا به دلایلی از نوشتن آن صرف نظر کردم.

توضیح دوم :اجحافی که طی سالیان اخیر در حق سنی های تالش شده ، بسیار زیاداست.متاسفانه به جهت بعضی مسایل کسی در این زمینه حرکتی از خود نشان نداده است. چه بساکسانی که مسوولیت های رده بالای مملکت را عهده دارند از وجود این جمعیت بالقوه در تالش بی اطلاعند. این موضوع به نفع کشور نیست. استعدادهای درخشانی که در بین تالشان سنی مذهب وجود دارد، قابل انکار نیست. عدم استفاده درست از آن ها این توانمندی ها را به هدر می دهد.

ستادهای انتخاباتی تمام شهر های گیلان را بگردید؛ در آخر سری هم به تالش بزنید. چه شور و غوغایی برپاست. مردم با چه حرارتی نامزدهای مد نظر خود را همراهی می کنند. در صد بالایی از این شور و هیایو به سنی ها تعلق می گیرد. و همان ها هستند که کوره انتخابات تالش را در 3 دهه اخیر گرم نگه داشته اند.

 نمایندگان قبلی تالش آنقدر ضعیف بوده اند که از ایراد یک سخنرانی کوچک در دفاع از حقوق شهروندان سنی مذهب تالش پرهیز کرده اند. همانهایی که سردسته طرفداران همه آنها اهل تسنن می باشند. تالش ها مردم زیاده خواهی نیستند. «عسگر اسلام دوست» مگر برای تالش چه کرد؟ چه گلی به سر تالش زد که این همه طرفدار دارد؟ عسگر اسلام دوست کار خارق العاده ای نکرد؛ عسگر اسلام دوست تنها کاری که کرد یا نکرد این بود که به ثروت اندوزی شخصی و باندبازی روی نیاورد. همین کار شخصی او باعث گردید، هنوز که هنوز است قومی دوستدار او باشند. ساده تر از این قوم شما چه می خواهید؟ اجازه دهید نوابغ سنی تالش هم وارد مجلس شوند و پست های کلیدی را دست بگیرند. آب و هوای ییلاقات تالش به گونه ای است که افراد ساکن در آن ها دارای استعدادهای فراوانی هستند. استعدادهایی که هرز می رود و کسی در فکر آن ها نیست.

 

توضیح سوم :بعضی اختلا فها کوچک هستند. اما صحبت نکردن درباره آنها و مورد اختلاف را در سینه حبس کردن کار را بدتر می کند. مذاکره دوستانه و شنیدن حرف های یکدیگر به بهبود وضعیت منجر می شود. در باره اهل تسنن تالش متاسفانه تا به حال چنین مذاکره هایی صورت نگرفته است.چه بسا اصلن مشکلی وجود ندارد و این توهمی است که در ذهن اهل تسنن تالش و مسوولان ایجاد شده و به محروم شدن کشور از این استعدادهای تشنه خدمت منجر گشته است.

رستم جهانگشا - تالش

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 0:7  توسط رستم جهانگشا  | 

فرموده اند:

«ما 5 دقیقه قدم می زنیم و به در یا می رسیم»

با احتساب اینکه فاصله دریا در هشتپر حدود 5/7 کیلومتر می باشد؛ سرعت قدم زدن آقای حسن زاده می شود : 1500 متر در دقیقه یا 25 متر درثانیه .اگر فرض کنیم در هر ثانیه یک قدم بر دارد، طول گام هایشان به 25 متر می رسد.

چون ایشان در حال قدم زدن این گام های بلند را بر می دارد، پیش بینی می شود در حال دویدن ، طول گام های ایشان تا 200 متر هم برسد.با این تفاسیر:

1-   «کارل لوییس» کیلو چنده؟

2-   ای «تای سانگ» پرنده!

3-   قدمت منو کشته!

4-   «تای سانگ» جون! «لین چان» و «هوسام نیانگ» رو هم با خودت می آوردی دیگه.

5-   کلک! نکنه می خوای سریال «جنگجویان کوهستان»2 رو در تالش بسازی؟

6-   مردونه اگه از «اوشین» هم خبر داری، اعلام کن.

 

 فرموده اند:

«جناب آقای بهزاد روحی که از تحصیل کردگان خوب است و من دوستش دارم، و آدمی است که کمک کرده و اتفاقا از نظر مدیریت ژورنالیستی هم حساب بکنیم شما دارید زیر نظر او کار می کنید ، او اساسا اهل کجاست؟ آیا تالشی است؟ نه! آیا اصلا تالشی می دانند، شاید خیلی کم می دانند. (((شاید آن مقداری که بچه های کوچه و بازار می دانند جناب آقای بهزاد خان ما بدانند)))   »

جل الخالق همه چیزی شنیده بودیم تالشی کوچه و بازاری دیگر نشنیده بودیم. حسن زاده جان! که از لحاظ علمی از همه بالاتری؛ ما که می دونیم استادی دانشگاه «علامه» در برابر تدریس در دانشگاه آزاد هشتپر رقمی نیست( اگر رقم بود که به گفته خودت کناره گیری می کردی). ما که می دونیم فوق لیسانس عمرا ن دانشگاه «صنعتی امیرکبیر» در برابر دانشگاه سهمیه ای اصلن حساب نمی شود؛ لا اقل در زمینه زبان تالشی اینو نگو عزیز دل برادر! اینجا یا کسی تالشی نمی داند یا از همون بچگی تو کوچه و بازار تالشی رو یاد گرفته، ما که رشته ادبیات تالشی هنوز نداریم که تو دانشگاه ها تدریس بشه؛ ای برتر!

 

فرموده اند:

« چون در برنامه های شخصی خودم احساسم این بوده که از روزی که خدا به ما حیات داده حداقل عمری که من و شما باید داشته باشیم 200 یا 300 سال است. انصافا ما باید دوبله زندگی کنیم . دو برابر زندگی کنیم . چون عمر ما 60 یا 70 سال است و قدیمی ها 120 سال بود»

تا جاییکه آمارها می گویند میانگین سنی در ایران از 58 سال برای زنان بالاتر نرفته است. مردان که هیچ، به مراتب پایین ترند. حالا این آقای حسن زاده 120 سال را از کدام منبع درآورده، نیاز به سال ها تحقیق دارد.

پیش بینی های عمری:

در انتخابات نهم میانگین سنی جمعیت تالش به 350 سال می رسد.

در انتخابات دهم به 400 سال ارتقا می یابد.

دور یازدهم 450 سال.

.

.

دور بیستم رکورد حضرت نوح (ع) شکسته می شود.

(بنده از هم اکنون این پیروزی را به کلیه تالش های عزیز تبریک عرض می نمایم.)

 

فرموده اند:

«بالاخره من فعلا خودم را تواناتر می دانم . این را هم بدون تعارف باید عرض کنم . هیچ لزومی هم ندارم که مثلا در قالب رفتاری من بیایم و تعارف بکنم و  بگویم نه آقا چنین است و ... البته هستند دوستانی که از نظر اخلاقی دوستان ما مومن هستند . حرمت شان از کعبه هم بالاتر است. من به خودم قول دادم که در هیچ صحبتی العیاذ بالله به کسی صحبت اهانت آمیز نگویم» 

از بندهای اول این جملات اگر چیزی دستگیرتان نشد، زیاد ناراحت نباشید. راستش خود بنده هم نتوانستم چیزی بفهمم.

و اما در مورد جمله آخر :

1- کشیدن گوش اهانت نیست.

2- گوش کشی اهانت نیست.

3- گوش تا کنده نشود، اهانت نیست.

4- گوش مرد، اگر هم کنده شود، اهانت نیست.

5- اهانت انواع مختلف دارد.نوع 18 پنج ماده دارد.ماده ۴، 19 تبصره دارد.در تبصره 9 آمده:اهانت گوشی اگر به دست استاد دانشگاه آزاد هشتپر صورت گیرد و گوش تا بناگوش کنده نشود، اهانت نیست.  

استاد ابوالفضل بیهقی ثانی

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 0:53  توسط رستم جهانگشا  | 

مقدمه:

14 نفر بالاخره بالا آمدند. چرا، چطور و چگونه اش، بماند.

از میان این 14 نفر پر تجربه ترین فرد «بهمن محمدیاری» نماینده کنونی تالش است. 2 دوره نمایندگی مجلس و چند دوره شرکت در انتخابات «یاری» را به شخصی اصطلاحن انتخاباتی تبدیل کرده است. کسی که چم و خم انتخابات و چگونگی رای جمع کردن به هر نحو ممکن را بلد است و در بازی رای گیری فرد خبره ایست. لابی های طرفدار «یاری» از پول و مقام برخوردارند و آنطور که خودش ادعا کرده خودی و غیر خودی برایش اهمیت دارد. همین امر با عث شده، یاری دارای تعداد قابل توجهی رای ثابت باشد ،که همان نیروهای خودی او هستند. به نظر بنده یکی از فینالیست های نهایی، «یاری» است.برای حدس نام بعدی سایر گزینه ها را مرور می کنیم.

بخش شمالی تالش:

مصلحت آفتابی خطبه سرا

عنایت ا... پورعبادی خطبه سرا

سعید رحیم پور خطبه سرا

هادی عاطفی هنزنی

سید محمدرضا عسگری قلعه بین

این 5 نفر از قسمت شمالی تالش می باشند . اگر احتمال دهیم هر یک از این افراد تعدادی طرفدار ثابت دارند، می توان نتیجه گیری کرد : هیچ کدام وزنه سنگینی در انتخابات نخواهد بود. در واقع حضور این تعداد و این ترکیب بیشترین سود را به نفع آقای «یاری» دارد و برگ برنده بزرگی در دستان اوست.عملکرد ضعیف «عسگری» در دوره ریاست آموزش و پرورش عملن شانس او را برای معرفی به عنوان فردی فرا منطقه ای به صفر رسانده.

بخش جنوبی تالش:

نعمت ا... اصلانی

علی بهرامیان صیقل سرایی

اسماعیل موسی زاده گیلانده

مجید نیکخوی

وجه ا... قربانی زاده

از قسمت جنوبی تالش می باشند. «علی بهرامیان صیقل سرایی» و «مجید نیک خوی» از یک روستا هستند و سابقه آن ها در روستا و نحوه زندگیشان تاثیر مهمی در سرنوشت آن ها دارد.

آقای «نعمت ا... اصلانی» به جهت دوری طولانی مدت از تالش و مشخص نبودن کارایی هایش در طی این سال ها نمی تواند زیاد، مردم منطقه اسالم را متوجه خود سازد. اما امکاناتی دارد که شمار رای هایش را  بالا می آورد.

«موسی زاده» لابی های قدرت و نحوه بازی را بلد نیست و بخت زیادی در این بین ندارد.فرد مستقلی هم محسوب نمی شود.

«وجه ا... قربانی زاده» دارای سابقه تحصیلی قابل توجهی است. «قربانی زاده» اگر تبلیغاتش را خیلی پیشتر از این شروع می کرد؛ می توانست وزنه ای قابل توجه باشد، اما این موضوع بعلاوه غیبت طولانی مدت او از تالش، شانس او را برای رسیدن به بازی نهایی بسیار کاهش می دهد.

از این میان «نیک خوی» به دو جهت متمایز با بقیه است1- حمایت مستقلان تالش از وی 2- سوابق تحصیلی اش به عنوان تنها مهندس واقعی این لیست 14 نفره.

اینکه چرا رای های جنوب تالش و منطقه اسالم هم، مانند قسمت شمالی تالش در بین این افراد پخش نمی گردد به سابقه انتخاباتی اسالمی ها و ائتلا ف های قدرتمند آن ها در سالیان گذشته بر می گردد. وجود یک بافت قومی یکدست در منطقه و به طور کلی یک روحیه انتخاباتی در آن ها، این منطقه را به شاهراهی حیاتی برای ورود به مجلس شورای اسلامی تبدیل کرده است. در واقع هر کاندیدایی در به دست آوردت دل اسالمی ها موفق عمل کرده، بازی را به نفع خود به اتمام رسانده است.

بخش مرکزی تالش:

اسماعیل حسن زاده

ساسان شکری

میر رحیم ا...میرکاظمی(به طور دقیق نمی دانم از کدام بخش است)

از بخش مرکزی حضور دارند. اسماعیل حسن زاده حدود 10 هزار رای ثابت دارد که به کردهای مقیم منطقه تالش و حتی کردهای مقیم سایر شهرهای گیلان و ایران بر می گردد ( سابقه نشان داده همواره این افراد با شو ر و شوق فراوان به تالش آمده و برای یاری همزبانشان در این منطقه رای داده اند) وجود چند فرد متول به عنوان پشتیبان «حسن زاده» می تواند در رای های پراکنده که اهرمی قدرتمند محسوب می شوند، دخیل باشد. به هر حال خریدو فروش رای در تالش وجود دارد. اما با تمام این احوال، شانس آقای «حسن زاده» ناچیز است؛ زیرا عملکرد کردها در منطقه تالش زیاد جالب نبوده است و مردم تالش خاطرات خوبی از کردهای(کرمانج) منطقه خلخال ندارند.

ساسان شکری اگر دارای تحصیلات عالیه می شد، اگر چند پست مدیرتی کلان داشت، اگر فرد مقتدری می شد، اگر قیافه بهتری داشت( به هر حال درصدی از رای های پراکنده به قیافه تعلق می گیرد) می توانست خودش را مطرح نماید؛ ولی تمام موارد بالا دست به دست هم می دهند تا شکری رایی به مراتب کمتر از حسن زاده داشته باشد.

میرکاظمی تا این لحظه حرکتی که نشانگر میل او برای رسیدن به صندلی مجلس باشد انجام نداده است، حتی سوابق مدیریتی و تحصیلی او نیز، برای بسیاری از جمله بنده مشخص نیست.و با این شرایط نمی توان شانسی برای او متصور بود.

رقابت نهایی:

با توصیفات بالا پیش بینی بنده، رقابت فینالی بین آقای «بهمن محمدیاری» و «مجید نیک خوی» می باشد که برد و باخت هر کدام از آن ها به 4 مساله بستگی دارد:

 1- میزان پولی که هزینه می کنند. تجربه انتخابات شورای شهر تالش نشان داد پول نقشی به مراتب قوی تر از سایر مسایل دارد.یاری از ابزار مالی قوی تری برخوردار است.

2- عملکرد آقای اسلام دوست. هر گونه اشتباه محاسباتی آقای اسلام دوست، می تواند سرنوشت انتخابات تالش را به نفع آقای «یاری» تغییر دهد.اسلام دوست سیاست مداری کارکشته است که هر کاندیدایی آرزوی همراه کردن او با خود را دارد.

3-ائتلاف با کاندیداهای رد صلاحیت شده.اسلام دوست و هاتفی قدرتمندترین نامزدهای رد صلاحیت شده می باشند و شانس مجید نیک خوی برای ائتلاف با آن ها بیشتر از یاری است..

4-شایعه های پخش شده در سطح منطقه. این موضوع خصوصن در روزهای آخر، نقشی غیر قابل انکار بازی می کند. در این بازی باز یاری قدرتمند تر از نیکخوی می باشد.

رستم جهانگشا-تالش

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 0:30  توسط رستم جهانگشا  | 

چند شعار انتخاباتی کاندیداهای تایید صلاحیت شده و رد صلاحیت شده در تالش:

 

«ایرا ن   چوکا    بهمن محمد یاری»

این شعار یکی از شعارهای اصلی طرفداران یاری است.

هر کس رابطه بین چوکا، ایران و محمدیاری را کشف کرد برای جایزه به خود ایشان مراجعه نماید.

 

 

آقای اسلام دوست فرموده:

«اگر دوره نمایندگی ام ادامه پیدا می کرد ، بیکاری را در تالش بزرگ همانند شهرستان ساوه به صفر نزدیک می کردم.»

حاجی جان!

یا ما را ساده گیر آوردی

یا خودت خیلی ساده ای

یا معنی بیکاری و کار را نمی دانی.

یا دوره نمایندگیت باید به درازای عمر حضرت نوح می شد.

یا دروغ می گویی.

 

 

 

نظر شما را به شعری از آقای هادی عاطفی جلب می کنم ( ساکت بچه مگر نمی بینی شعر می خوانم!)

«تالش و تالشی این فصل را با من بخوان

فسانه است. کجا دانند مظلومیت و محرومیت

پا برهنگان تالش را سبکباران ساحلهای خوشی.»

با با ایول شعرت منو کشته. تو ! تو تمام این سال ها کجا بودی؟

 

آقای حسن زاده فرموده:

«من مژده ای به همشهریان می دهم این است که من کاری انجام می دهم که اصلا نام تالش علاوه بر صنعتی شدن به جهت این تاسیساتی که در این جا زده می شود روی زبان ها جاری شود.»

این کار محیرالعقول چیست. حدسیات بنده موارد زیر را شامل می شود:

1-   برج آزادی را از تهران کنده به تالش می آورد.

2-   تخت جمشید را از شیراز به تالش منتقل می کند.

3-   چون سارکوزی متولد تالش است؛ موزه لوور را به تالش می آورد.

4- لئوناردو داوینچی خالق تابلوی مو نالیزا چون تالش بوده؛ نقاشی را به موزه لوور تالش که از پاریس آورده منتقل می کند.

    ۵-کارخانه تولید کت جادویی را در تالش راه اندازی می کند.

استاد ابوالفضل بیهقی ثانی

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 1:45  توسط رستم جهانگشا  | 

کی وارد مجلس بشه، چی می شه؟!

یاری : در حمام «فین» به شهادت می رسد.

 حسن زاده : سال بعد نصف تالش ها به گوش درد مبتلا می شوند.هر سال به تمام تالشی ها یک کت قهوه ای رنگ تازه می دهد.

اسلام دوست : احتمالن نامه ها را با میکروسکوپ می خواند تا مبادا بیانیه میانیه باشند. تا 700 سال بعد در تالش ، بیکاری به صفر یواش یواش نزدیک می شود.

نیک خوی : 3 سال بعد دم در هر کوچه ای به جای سوپرمارکت یک سد ساخته می شود. بستن کمربند اجباری می شود.

صیقل سرایی : معایب تاریخی تالش ها در 300 سال اخیر  افشا می شود.قانونی به تصویب می رسد که حداقل کلمه لازم برای ساخت جمله بیست عدد باشد.

اصلانی: بدبخت می شویم. از این اتاق به آن اتاق ، از این خیابان به آن خیابان، پل هوایی می زند. حالا بیا با تخم نشاها از روی این پل ها رد شو!

عاطفی : مجلس را رها کرده ،سر به بیابان گذاشته، شاعری پیشه می کند.

شکری : زیاد در مجلس نمی ماند. احتمالن به ریاست جمهوری می رسد. قلیان آزادمی شود.

کسانی که پسوند خطبه سرا دارند  : از نمایندگان تمام شهرهای ایران به پاسگاه شکایت می کنند.سهام شکایت را به صورت رایگان در تالش واگذار می کنند.

عسگری : فرق نمی کند به جای ایشان «یاری» دوباره به مجلس می رود. «علی کفاشیان» از فدراسیون فوتبال استعفا می دهد.

موسی زاده : نگران نباشید، اصلن وارد مجلس نمی شود. 

وجه ا... قربانی زاده: فکر نکنم وارد مجلس شود.

عرفانی :قانون آزادی دروغ مصلحتی را به تصویب می رساند.

میر رحیم ا...میر کاظمی : داشتن میر برای اسم ها و فامیلی ها اجباری می شود.

استاد ابوالفضل بیهقی ثانی

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 1:13  توسط رستم جهانگشا  | 

خوشامدی به بهار

در فیلم «سینما پارادیزو» شاهکار بی بدیل «جوزپه تورناتوره» صحنه ای جاودان وجود دارد که عشق، نوستالوژی، خاطره، همه و همه را به هم می آمیزد.

قهرمان فیلم (سالواتوره)به اصرار «آلفردو»ی پیر برای ادامه تحصیل راهی شهری بزرگتر می شود. «تورناتوره» با هوشمندی تمام این نما را به نقطه عطف فیلم تبدیل می کند. ایستگاه قطار را نشان می دهد و پسر جوان را که سوار قطار می شود.دوربین آرام آرام اوج می گیرد و از فضای بالا ،ایستگاه را به تصویر می کشد.روستا،مادر،آلفردو،سینما پارادیزو و دختر محبوب پسر که عشقی دست نیافتنی ست ، باقی می مانند و پسر برای مدتی نامعلوم(30سال) از روستا کوچ می کند.در واقع کسی که در قطار نشسته است فقط یک جسم است. روح پسر در روستا باقی می ماند و نبوغ تورناتوره این موضوع را به ما گوشزد می کند: در ایستگاه، پسر کوچکی را نشان می دهد که با زانوهای خم، معصومانه روی زمین نشسته است. این پسر همان سالواتوره و کودکیش است که همراه تمام خاطرات و تعلقاتش در روستا باقی می ماند.

این صحنه اوج که با موسیقی جاودان «انیو موریکونه» ترکیب می شود شعر ِ نوستالوژی شرقی را به زیباترین شکل ممکن می سراید.

امروز آن صحنه خداحافظی مدام روبروی من است. و دلیلش دیدن چند پامچالی بود که سر از خواب بیرون آورده بودند.

روزهای غربت را که به یاد می آورم خوشحال می شوم که در تالشم. در وطن.

دم دمای عید همیشه غربت تمام وجودم را تسخیر می کرد. دلم بنفشه می خواست. بوی علف و جنگل. دلم شکوفه می خواست و شور و غوغا.

الان در تالشم مه زیبایی شهر را محجوب تر کرده است.انگار شهر هنوز از نوروز خجالت می کشد.

این حرف ها فقط برای دلم است. نه مدرکی ست، نه درمان درد  کسی. گاهی فقط و فقط برای خودم می نویسم.برای این دل دربه در.

آی مردمان! در باغ هایتان بنفشه را تنها رها نکنید. نوازششان کنید با آن ها حرف بزنید.به جنگل بروید و بوی بهار و صدای قدم های نوروز را بشنوید. بنفشه زیاد مهمان شما نخواهد بود.

های و هوی های کذایی می گذرند و زندگی لمس لحظه ای آن بنفشه است. به جنگل بروید و رویش پامچالها را نگاه کنید.و موسیقی فولکلور و زیبای گل پامچال را زمزمه کنید.

 گل پامچال

گل پامچال

 بیرون بیا

بیرون بیا

 فصل بهار

.

.

.

رستم جهانگشا-تالش

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 0:17  توسط رستم جهانگشا  | 

فرماندار:

32 مورد صلوات. سلام بر رئیس جمهور محبوب ،با سلام به وزیر کشور، با سلام به پسر کاکل زری خودم که در آغوش مادرش در ردیف سوم برای من دست تکان می دهد، با درود به مادر خانم محترمه و عرض خسته نباشید به تک تک بچه دبیرستانیهای آمده در این همایش عظیم، همه شما را به خداوند بزرگ می سپارم.

والسلام علیکم و رحمت ا...

سخنرانی امام جمعه اهل تسنن:

42 مورد صلوات، درود و ... . دولت عدالت خیلی خوب است. دولت قانون بهتر است. این جا تالش است.تالش ها خوبند و مشکل ندارند.ما فقط انرژی هسته ای می خواهیم.

والسلام علیکم و رحمت ا...

 

سخنرانی امام جمعه اهل تشیع:

43 مورد ذکر درود و صلوات ،رحمت و... . سنی و شیعه برابرند. پس هیچ مشکلی نداریم.مثالی می زنم : یک شیعه در لیسار که اسمش را نمی آورم با یک سنی در جوکندان ازدواج کرده و سال هاست با هم زندگی می کنند.مشکلی نیست جز انرژی هسته ای.

و السلام علیکم و رحمت ا...

سخنرانی رئیس جمهور:

30 سلام، 20 صلوات، 10 درود، 5 رحمت و آغاز سخنرانی :

دو تا حرف حسابی دارم: یکی انرژی هسته ای حق مسلم ماست.

دومی را از اخبار سراسری بشنوید.

و اما اقدام ها یم :

50 میلیارد تومان به بیکارها می دهیم.

تحقیقات مربوط به اینکه چرا تالشها بیمارستان می خواهند را آغاز خواهیم کرد.

چند تا مجتمع تفریحی درست می کنم:

1-   پارکی به نام گیسوم در راه انزلی به تالش

2-    یک پارک در کنار میدان اصلی شهر می سازم.

3-   یکی کمی پایین تر از چها راه دادگستری احداث می کیم.

4-    آن اسکله صیادی زمان آقای هاشمی را من هم می سازم.

والسلام علیکم و رحمت ا...

سخنرانی آقای محمد یاری نماینده تالش:

40 مورد صلوات، سلام، درود، رحمت و..

در ویزنه را ه می سازم.

در چوبر باغ می سازم.

به حویق آب می کشم.

در خطبه سرا بلوار می زنم.

در لیسار دریا می سازم.

در هشتپر اتوبان می سازم.

در اسالم برج می سازم.

در ماسال پارک درست می کنم.

در رضوانشهر انرژی هسته ای می سازم.

والسلام علیکم و رحمت ا...

استاد ابوالفضل بیهقی ثانی

 

این خبر را یکی از شاگردان بنده(استاد ابوالفضل بیهقی ثانی)، که عنوان خبرنگار افتخاری دارد برای اینجاتب ارسال نمود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 0:14  توسط رستم جهانگشا  | 

نماینده محبوب من

نماینده محبوب من در کوچه پس کوچه های تالش بزرگ شده است. نماینده محبوب من وقتی اشک های آن پیرزن تالشی را دید، وقتی از زندگی اندوهبار زن مطلع شد، وقتی دانست در نوجوانی به عقد مرد مرد مسنی درآمده و بچه های مرد را بزرگ کرده و بعد از درگذشت مرد، همواره زندگی غم باری داشت ، حلقه های اشک سراسر صورتش را پوشاند.

نماینده محبوب من شب های بسیاری از فکر نوجوانان پاک و معتاد شده تالش خواب به چشمش نیامده و رنج کشیده است.

نماینده محبوب من برای دخترانی که از روی فقر تن به خود فروشی می دهند ،اشکها ریخته است.

به آن محترم مردی که به خاطر دیر رسیدن وامش و تورم و اقتصاد مریض، زیر بار قرض رفته است و بعد زندان را تجربه نموده ؛ همواره به دید انسانی پاک نگریسته است.

نماینده محبوب من سال های زیادیست از درد پیردختران کلاسرو، هیلیس محله،قروق و... اندوهگین است. با مادران و پدرانشان همدرد.

نماینده محبوب من هیچ گاه دروغ نمی گوید.

نماینده محبوب من چند تار مویش به خاطر رنج های این قوم مغموم سفید شده اند.

نماینده محبوب من عمری با این مردمان زندگی کرده، دردها و رنج هایشان را لمس کرده برای درمان آن ها شب ها و روزها به فکر نشسته و طرح ریخته است.

نماینده محبوب من برای مرگ دردآور «نوروز»، زندگی فلاکت بار «آداش» ، دردهای «دو دو»، اشک های «بایسابا»، گریه کرده است.

اینها خصوصیات نماینده محبوب من است. من مدیرکل نمی خواهم ،دکتر نمی خواهم، نابغه نمی خواهم، سخنور نمی خواهم . من کسی را می خواهم که این دردها را می شناسد. و وقتی درد آستانه تحملش را به ستوه آورده، آستین را بالا زده و وارد معرکه شده است.

این ها شاید یک سری حرف های احساسی باشد که هیچ گاه جامه عمل نخواهد پوشید. این ها شاید با علم مدرن مغایرت داشته باشد. شاید دور از عقلانیت به نظر آید؛ و لی هرچه که هست دیدگاه شخصی من است و هر گاه کسی را شناختم که دارای چنین خصوصیاتیست او را ستایش خواهم نمود و برای رسیدن به هدفش او را کمک خواهم کرد.

رستم جهانگشا-تالش

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 16:39  توسط رستم جهانگشا  | 

نقطه سر خط

 

حاجی ما این روزها در آلمان به سر می برد. گویا آنجا نمایشگاه ساختمانی در جریان است. و حاجی برای ارشاد آلمانیها و آشنا کردن آنها با تکنولوژی روز ِ سازه و معماری به آن ولایت تشریف فرما شده اند.مردم آلمان که خبر ِ ورود حاجی آنها را به وجد آورده بود با نصب پرده های گوناگون و قربانی کردن گوسفند و ...به گرمی از حاجی استقبال نمودند.

به گزارش خبرگزاری «هیه رویچوله»  سخنرانی حاجی در آنجا به بحث روز رسانه های آلمان و اروپا تبدیل شده و احتمال انتخاب حاجی به عنوان مرد علمی سال بسیار زیاد است.در این سفر آقای «خداوردی زاده» نفر آخر شورای شهر تالش هم با حاجی همراه است و به عنوان سخنگوی ایشان حضور دارد. این حضور به علت خیل زیاد پرسشگران از حاجی است. تا ،آنهایی را که حاجی وقت پاسخگویی بدانها را ندارد، کورش جواب دهد.

در ضمن اعضای خیلی خیلی مهم مجمع امور صنفی تالش که ریاست آنجا هم بر عهده حاجی است ، برای ارشاد اماراتیها( عل الخصوص دوبی ایها که از اقتصاد بیمار صدمات زیادی دیده اند ) مدتی را در آنجا سپری کردند. به گزارش خبرگزاری «الپوشته رو» این افراد تمام وقت خود را در کنفرانس ها و سمینارهای اقتصادی به سخنرانی پرداخته و به هیچ وجه از اماکن تفریحی دبی دیدن نکرده اند.

استاد ابوالفضل بیهقی ثانی

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 22:57  توسط رستم جهانگشا  | 

بیست سوالی انتخابات تالش

 

1-راننده های تاکسی بیسیم 133 طرفدار کی بودند؟

2-لیسانسهای بیکار رشته حقوق طرفدار کی هستند؟

3-پیمانکاران آب کاندیدای محبوبشان کیست؟

4-دوستداران پدیده های استثنایی به چه کسی رای می دهند؟

5-کسانی که دندان درد دارند از کی حمایت می کنند؟

6- کنجکاوان کشف دلایل بخشش تالش شمالی به روسیه، به کی رای می دهند؟

7-کسایی که پرونده شان مشکل پیدا کرده نامزدشان کیست؟

8- دوستداران اثر فرهنگی 33 پل از کی پشتیبانی می کنند؟

9-کسانی که صدای «سامان» را خیلی دوست دارند، به چه کسی رای می دهند.؟

10- «من آنم که رستم بود پهلوان» چرا رد صلاحیت شد؟

11-«عاطفی»  کیست؟

12-آقا! شما یه «پرادوی» سفید ندیدی؟

13-حاجی «عسگر»! یه بیانیه دارم ، امضا می کنی؟

14-15 سال پیش «فدایی» دکتر بود،اگه گفتید الان چه مدرکی داره؟

15-رابطه بین رد صلاحیت «درستکار» و استعفای «کاسترو» چیست؟ خواهشن جواب کمی کوتاه باشد.

16- ما که دریا و جنگل داریم اصلن نماینده به دردمان می خورد؟

17-«پور عبادی» هم مگر کاندیدا شده؟

18- این چندمین انتخابات بدون حضور «اطهری» هاست؟

19- چرا تیم چوکا اینقدر طرفدار دارد؟

20-از اینکه با ما همسفرید خوشحالید ؟

استاد ابوالفضل بیهقی ثانی

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 23:13  توسط رستم جهانگشا  | 

خواندنیهای انتخابات تالش

1-اگر می خواهید ماشین های مد روز را ببینید لازم نیست به نمایشگاه های بالای شهر تهران بروید.خبر بگیرید آقای «بهمن محمدیاری» کجا سخنرانی دارد.بعد کافیست پای پیاده یا با هر وسیله ای خودتان را آنجا برسانید. بد نمی گذرد. با یک تیر دو نشان می زنید: ماشین های مدل بالا+مرد استثنایی ایران.( اینکه چطور استثنا شده، دانشمندان هنوز کشف نکرده اند.)

2-آقای «حسن زاده» قاضی دادگاه است.روزانه چندین و چند نفر را به جرم فحش و بد وبیراه روانه بازداشتگاه و ... می کند.بین ایشان و آقای «یاری» در میدان شهر بگو مگویی رخ داد. حرف هایی زدند که اگر هر نوجوان آن ها را بر زبان می راند و ماموری هم آنجا حاضر بود صد در صد او را باز داشت و خود آقای حسن زاده به عنوان قاضی، حکم را قانونی می کرد.

3- آقای «نیکخو» فرموده: «الفبای تالش بودن را رعایت کنیم و برای همدیگر احترام قائل باشیم.»مجید جان منظورت از الفبای تالش بودن همان اس.ام.اسی است که چند ماه پیش گوشی به گوشی چرخ می زد و بند اولش بستن کمربند بود؟ درست حدس زدم نه؟ نصیحت دومت هم خیلی خیلی آن لاین بود. دستت درد نکند، نمی دانستیم.

4- آقای «اصلانی» گفته : «می توانم پل ارتباطی بین حکومت و منطقه باشم.» «اصلانی» جان شما که پل شدی لا اقل نوعش را هم مشخص می کردی. پل عابر پیاده ای، پل ماشین های سنگینی، همین 33 پل خودمانی، یا همان پلی هستی که روبروی سه راهی «گتگسر» شرکت چولاب زده.

5- سیروس شفقتی پر

6- عسگر اسلام دوست پر

7-غلامرضا هاتفی پر

8- سید مجتبی عرفانی پر

 9-عجب بیوگرافی بین المللی دارد این «دکتر دانش تیموری ریک» ، انگار والدینش او را برای نمایندگی بزرگ کرده اند :پدر ماسالی، مادر اسالمی، متولد: سید شرفشاه تالشدولاب، کودکی و نوجوانی: در هشتپر،عشق و علاقه : لیسار و حویق. حالا به گفته من ایمان آوردید.

9- برنامه های آقای «ساسان شکری» بدین ترتیب است: 1- تقویت تعاونی ها

الف: سامان بخشیدن به تولیدات دامی

ب: سامان بخشیدن به تولیدات کشاورزی

ج- سامان بخشیدن به تولیدات آبزی

2-سرمایه گذاری در بخش اشتغال زودبازده

3- توسعه توریسم

چیزی از این حرف ها دستگیرتان شد؟ در ضمن این حرف ها را جایی نشنیده اید؟ آ... یادم آمد رئیس جمهور خودمان فکر کنم، روزی دو بار این ها را تکرار می کنه، البته با چاشنی انرژی هسته ای. 

10-انگیزه های آقای « بهرامیان» برای نامزد شدن را با هم مرور می کنیم:« مردم خوب تالش که همیشه پشتیبان نظام مقدس جمهوری اسلامی و مسئولین دلسوز می باشند مردمی نجیب هستند؛ اینک این مردم برای نمایندگی مجلس به فردی نیاز دارند که بتواند به علم و دانش روز آگاهی داشته باشد و به شرایط اقلیمی و ترکیب اقوام مختلف در تالش واقف باشد و به وحدت و یکپارچگی مردم خوب تالش که یکی از منادیان واقعی وحدت می باشند و خود برگ برنده ای برای این مردم که اینطور زیبا به عقاید و افکار یکدیگر احترام می گذارند است و خواستار موفقیت و توسعه همه جانبه تالش اند احترام بگذارد.»

فقط می توانم بگویم : انگیزه هم انگیزه های قدیم.

11- خواهشی دارم: هر کس معنیه مهندس را می داند لطف کند برای ما نیز کمی توضیح دهد.  

استاد ابوالفضل بیهقی ثانی

+ نوشته شده در  جمعه 10 اسفند1386ساعت 23:58  توسط رستم جهانگشا  | 

خشتاونی و دنیای شعرهایش

خشتاونی را ندیده ام. با خشتاونی تا به حال حرف نزده ام. شعرهای خشتاونی را هر جا پیدا کرده ام ،خوانده ام.

خشتاونی کیست؟(1)

به سال 1337 در روستای «خشکنودهان» از توابع شهرستان «فومن» به دنیا آمده‌ام و سال های نوجوانی را در همان روستا گذرانده و جوانی را در شهر «رامسر» و بخش دیگری از آن را در «قزوین» جا گذاشته‌ام. علاقه‌ام به شعر و هنر به دوران نوجوانی باز می گردد که در روستا بودم و ناپختگی‌هایم را به قالب شعر می‌ریختم و بخش وسیعی از آن ها در روزنامه اطلاعات در سال های 1363 تا 1365 چاپ شد. بخش دیگری از آن شعرها نیز در نشریات محلی چون هفته نامه کادح، نقش قلم، تحول، مجله گیله وا ، ویژه نامه‌های تالش ، حدیث قزوین، روزنامه ولایت، نامه قزوین، مجله شوکران و روزنامه اعتماد طی این سال‌ها منتشر شده است.
در سال 1373 نیز اولین دفتر شعرم که در حال و هوا و سبک قدیم بود، به نام " مسله روخن" را به چاپ رساندم. در حال حاضر نیز چند دفتر شعر به دلیل نداشتن ناشر، در قفسه‌های منزلم باد می‌خورند لازم به ذکر است که در سال‌های پیش رو ،تمام هم و غم خود را به قالب " هساشعر" معطوف داشته و در این رابطه دفتر هسا شعرهایم آماده چاپ است.

شعرهای خشتاونی:

دوری و غربت به شعر شاعر غنا می بخشد.«پابلو نرودا» زیباترین عاشقانه هایش را در غربت سرود. آمریکای لاتین را از راهی دور بسیار دقیق تر می توانست ببیند. درست مثل نقاشان دوره مدرنیته که ذهنشان را از ورای خطوط ظاهری اجسام می گذراندند و در زندان جزئیات بیکران که قبلی ها به دقیق ترین شکل ممکن آن را رسم کرده بودند، گرفتار نمی شدند.

برای کسانی که مدت های زیادی از تالش دور بوده اند شعرهای خشتاونی بسیار قابل درک تر جلوه می کند.

خیلی عادی و بی تفاوت شعرهایش را می خوانی( البته اگر آنها را شعر می دانید و هنوز چون مردسالاران قدیمی فکر نمی کنید) حرف های پیچیده ای نمی زند؛ عادی و ساده حر ف می زند. بندهایش کوتاه و قابل فهم است و درست در لحظه ای که فکر می کنی اشتباه کرده ای؛ خشتاونی قدرت شعریش را آشکار می سازد و چنان تو را به دنیای شعرش پرتاب می کند که گیج می شوی. نوستالوژی شدید تو را در بند می گیرد، مه، خاطره، مادر، بوی خانه قدیمی، ساعت شماطه دار ،پدر، پدر بزرگ ،نوروز ،بوی شالی ،همه و همه ناگهان حجم تنهایی تو را پر می کنند.در هر کجای دنیا که باشی تالش خود را به تو تحمیل می کند.

این ویژگی باعث می شود شعرهای خشتاونی قابل ترجمه نباشد. باید تالش باشی تا بدانی درد خشتاونی چیست. غروب در غربت چه مفهومی دارد. چه مفهومی دارد و قتی هوای مادر می کنی و نیست. هوای خانه ای را می کنی که دیگر وجود ندارد و یا فرسنگ ها دور از تو است و تو مجبوری این بار سنگین را به دوش حمل کنی.

و این قدرت بدون انکار شعر خشتاونی است. در غربت بودن اثرات شعرهایش را دو چندان می سازد. و بیشتر می توانی با آن ها ارتباط برقرار کنی.

از خشتاونی انتظار شعرهای حماسی نداشته باشید. دلیلی هم برای سرودن چنین شعرهایی ندارد. در شعری که می گوید نهایت قدرت شعری نهفته است و قدم گذاشتن در سبک های دیگر شعری چندان واجب جلوه نمی کند. شعرهای خشتاونی قدرت آن را دارند، خواننده را در لحظه ای که جرقه شعر زده شده و حسی که شاعر در آن لحظه داشته، شریک سازند و حس شاعر را به او منتقل کنند. اینها نقاط قوت بی چون و چرای شعرهای خشتاونی هستند که باعث می شود در بسیاری مواقع با کیفیت تر از شعر بیشتر شاعران تالش جلوه نماید. 

در زیر چند نمونه از شعرهای خشتاونی را آورده ام(2)

 ( 1 )
یندی ن ویلی ویلی هرن
بال پرت کودن
کلاچن
قار
قار
روزی قبری کادنن!


ترجمه به فارسی: می لولند با خود/ پر و بال می تکانند کلاغ ها / قار، قار/ روز را در گور مینهند!

( 2 )

مغربیه
آفتاو گته خری تن دره
سرخونی شی نیوی سی یه
غربت!


ترجمه به فارسی: عروب است / بر پیکر خورشید گرفته ابری/ خونین نوشته شده است / غربت!

( 3 )
نن جان نن
وی نش ت هیا، خجالتی قوربون
دد پیش دره
قاب گته
جی منده ره

ترجمه به فارسی: مادرجان، مادر / ته مانده خجالتت را قربان / کنار پدر / که قاب گرفته ایستاده است!

( 4 )
گود – گود پشم ن
تیه گین رچ به رچ
نن حوصله وج

ترجمه به فارسی: با کلاف / کلاف پشم / میل خورده، رج به رج/ مادر / حوصله می بافد!
( 5 )
کمری دوسته چارشَو

پابنی چین چینَ شوار

دسه زنبیل

کیلَه گوشوار بِرَم!

چادر شبکمری / شلوار چین دار دورپا / دسته ی زنبیل / گوشواره دخترک می گرید!

 

(۶)

لوخته دار

تندَ رکی بِن

خاله چ کی کشا گته شَه

لیفی

آگردم!

درخت لخت / شتک زود گذر باران / ساقه را در آغوش گرفته است، برگی / بر می گردم!

 

(1) زندگینامه خشتاونی را از مقاله ای با عنوان :چند هساشعر(شعر اکنون تالش) از جمشید شمسی پور (خشتاونی) و مجله اینترنتی «داستان و شعر قابیل» برداشته ام.

(2) شعرها را هم از همان مقاله + «فصلنامه تحقیقات تالش» وام گرفته ام.

رستم جهانگشا-تالش

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 23:24  توسط رستم جهانگشا  | 

آخرین نظرسنجی انتخابات تالش

طبق گفته سخنگوی موسسه جهانی آمارگیری «گزنه نیوز»: اکثر نامزدهای شرکت کننده در تالش دارای وضعیت خوبی می باشند. بنا به گفته «یول زوا»سخنگوی این موسسه معتبر، احتمال اینکه تمام نامزدهای تالش با هم وارد مجلس شوند بسیار زیاد است.

 منتظر خبرهای جدید باشید.

استاد ابوالفضل بیهقی ثانی کاندیدای رد صلاحیت شده

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 22:59  توسط رستم جهانگشا  | 

محرمانه(فقط شهرام آزموده سردبیر رهن کامل نامه تالش بخواند)

آخه آزموده من چند بار به تو تذکر بدم؟ زبانم مو درآورد از بس به تو نصیحت کردم. این چه مجله ای تو چاپ می کنی؟ اصلن کی به تو گفته مجله چاپ کنی؟ برو یه چند سالی پیش «شهرام صفوی» دوره روزنامه نگاریه علمی ببین؛ بعد بیا و منم منم کن.چند سال ِ ،داری مجله چاپ می کنی؛ معلوم نیست: استیجاریه، دستوریه، قهوه خانه ایه؟ چرا تکلیف مردم و مشخص نمی کنی ؟ چرا تیراژ 6500 نسخه ای می زنی؟ تو فکر نمی کنی عده ای با دیدن تعداد شماره های مجله امکان دارد سکته کنند؟ اصلن همین آقای «صفوی» اگه سکته کرده بود و مرده بود آنوقت تو رو داشتی چشم در چشمش نگاه کنی؟ نه خدایی جواب منو بده.

کاش یه کم از هوش و ذکاوت این آقای «صفوی» در وجود  تو هم بود. اعجوبه ای است این آقا. باور نمی کنی؟ به جمله اش نگاه کن:« آقای آزموده از اینکه با ترسیم نقشه استان خیالی تالش خاک خلخال را جزو نقشه استان تالش آورده اید متوجه شدم که شما اصالتا خلخالی هستید» . بابا این طرف نابغه ست. یه نقشه رسم کردی، درجا فهمیده تو کجایی هستی . تو می خوای با مجله رهنی« تالش» با اون رقابت کنی؟ همین کشف این آقا اگه به گوش جهانیان برسه سرنوشت دنیا عوض می شه. خانم «مارپل» تو کجایی ببینی جرم شناسی چه پیشرفتی کرده. دیگه هیچ کس هویتشو نمی تونه مخفی کنه. دو تا خط پشت سر هم ردیف کنه « صفوی» در جا می تونه بگه کجاییه. تو مغزش چی می گذره.کجا می خواد حمله کنه و... .

مجله ای که مخصوص فیزیک هسته ایه  ؛چرا مطالب غیر علمی در آن چاپ می کنی؟ مگه مجله تو مجله فرهنگیه  که چسبیدی از مسافرت و زبان تالشی و ... ؟اصلن کجای علم روزنامه نگاری گفته روزنامه نگار باید منتقد باشد؟پولیتزر این همه زحمت کشید و علم روزنامه نگاریو تدوین کرد. دِ بشین مطالعه کن.

یه نگاهی به اطرافت بینداز. اصلن برای یادگرفتن بیا و تمام شماره های قبلی «تیجره» رو بخر و به درو دیوار اتاقت بچسبان. ببین مصاحبه آقای بخشدار انزلی چقدر علمیه . چقدراین مصاحبه مشکلات مناطق تالش نشین رو به صورت علمی حل کرده.

 راستشو بگو تو تا به حال می دونستی تالش جاذبه توریستی داره؟ نه  بگو شرمنده نشو.

تو تا به حال می دونستی سخنگوی هیئت نظارت گیلان معیارش قانون انتخابات است و قانون دوم نیوتن نیست؟ اینها را نمی دانی دیگر. آخه من چی بگم.

اصلن تویی که هنوز نمی دونی به کسی که رشته جغرافیا خونده مهندس نمی گن؛ همون بهتر بری مجله رستورانی چاپ کنی. تو چرا مردمو  نصیحت می کنی؟ فکر می کنی از دیگرون بیشتر می دونی؟ تو نمی دونی روزنامه نگار نباید خبر رو بدون قضاوت شخصی چاپ کنه؟ پس چرا خبر آقای مسرور رو اون طور چاپ کردی؟ چرا نگفتی مسرور و عاشوری با هم روبوسی کردند؟ چرا نگفتی عاشوری یک ساعت برای مسرور کف زد؟جواب بده. می دونم که جواب نداری. تو هنوز الفبای روزنامه نگاری بلد نیستی اونوقت برای « صفوی» شاخ و شونه می کشی؟ نمی دونی جمله اول مقاله باید کوتاه باشه؟ نمی دونی باید سراسر مقاله تکلیفت با خواننده روشن باشه؟در یک خط یه بار تو می یاری یه بار شما.یه بار دوم شخص می یاری یه بار سوم شخص.بلد نیستی مقاله بنویسی خب ننویس.آقای صفوی لا اقل ۱۰ مدرک دکترا در زمینه های: مهندسی روانشناسی، مهندسی جغرافیا،مهندسی ادبیات، مهندسی جامعه شناسی،مهندسی آمار، مهندسی تاریخ و الخ داره که مجله چاپ می کنه، تو با چه سوادی به خودت جرات چاپ مجله می دی؟ سرخ نشو جواب بده.  

حالا از این ها گذشته «حاجی عسگر اسلام دوست » رو کجا کوبیدی؟ راستشو بگو. تو با اون قد کوتاهت چطور تونستی حاجی به اون بزرگی رو بکوبی؟ جودو مودو کار می کنی کلک و صداش رو هم درنمی یاری ؟

با «یاری» کجا قرار داشتی؟ چرا دنگ ما را از اون قرار خصوصی ندادی؟ ما که با هم عهد و پیمان بسته بودیم اون چند میلیارد و با هم تقسیم کنیم. پس چی شد؟

فکر می کنی با اسامی مستعار مطلب می نویسی و مردم نمی دونن. مردم نمی دونن «امیر حاج رضایی» خودتی؟ بابا ما که تو برنامه «نود» صد بار تو رو دیدیم. می دونیم خودتی. لا اقل عکستو چاپ نمی کردی.تو فکر می کنی مردم نمی دونن «رستم جهانگشا» خودتی؟ دکتر «هوشنگ امیراحمدی» خودتی؟ نخیر اشتباه گرفتی مردم همه این ها را می دونند.

بگو ببینم تو چرا همش از تالش می نویسی؟ مگه کشور به این بزرگی مشکلات کم داره؟ اصلن تو می دونی «بردسیر» کرمان گاز نداره؟نمی دونی اعتراف کن. چرا با فرماندار آن جا مصاحبه نمی کنی؟ بیچاره قول داده تا 50 سال آینده به اون ها گاز بده. تو اصلن خبر داری یخ های قطب شمال در حال آب شدن هستند؟ چرا با شورای شهر قطب مصاحبه نمی کنی؟ تمام مطالبت مربوط به تالش است. انگار این مجله متعلق به تالش است. تو مگر چنگیز خانی که می خوای به  خلخال حمله ور بشی؟ راستی این قشونی که برای حمله آماده کرده ای رو کجا مخفی کردی؟

  از همه این ها گذشته «جکتاجی» را چرا ناراحت کردی؟ اون که با تو کاری نداره. می گه تالش ها باید همیشه زیر نام گیلان پنهان باشند. این که خبر بدی نیست. مگر تالش ها چه امکاناتی می خواهند که گیلان به آن ها نمی دهد؟ تلویزیون محلی که دارند. بنزین برای رفت و آمد به رشت که دارند. بخش سی سی یو 100 تخته که دارند. چندین بیمارستان مجهز که دارند پس چه اشکال دارد ما جزو گیلان بمانیم. زبان از بین می رود ،به جهنم. معماری از بین می رود، به جهنم . هویت از بین می رود، به جهنم.جاده تالش به رشت تلفات می گیرد، به جهنم. اینها که ملاک نیست. زبان تالشی که قدمتی ندارد. جان انسان که ارزشی ندارد.

برای چاپ شعر مسرور ده بار رفتی ماسال. تو مگر نمی دونی شعر بی ارزش است؟ تو مگر نمی دونی هنر مند هرجا رود در صدر ننشیند؟چرا برای مسرور ارزش قائل شدی و برای شعرهاش چند روز آمد و رفت داشتی؟ باید خودش می اومد دم درت و به تو التماس می کرد. تنها چیزی که ارزش نداره هنر و هنرمند و فرهنگه. کمی از این اصفهانی ها یاد بگیر. همه به التماس افتاده اند که الا و بلا مترو باید از «چهار باغ» رد بشه.

لپ کلام این همه مطلب درباره تالش از کجا می یاری؟ تو کوره راه های تالش رو از کجا می شناسی؟ این همه اطلاعات تالش شناسی از کجا می یاری؟

این ها را بگو تا همه بدونن. از ما گفتن. خودت می دانی.

در آخر یک سوال شخصی دارم ؛ تو با اون «خلخالی» معروف چه نسبتی داری؟

استاد ابو الفضل بیهقی ثانی

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 0:51  توسط رستم جهانگشا  |