نمایشنامهای در 5 پرده
پرده اول: دکور برنامهی نود، عادل فردوسی پور، محمد مایلیکهن. محمد مایلیکهن: در انتخاب سرمربی تیم ملی فوتبال طی تمام دورهها عواملی غیر از فدراسیون فوتبال دخیل بودهاند. دوران قبل از انقلاب هم برنامه به این صورت بود.
پردهی دوم: کنفرانس مطبوعاتی بعد از مسابقهی استقلال اهواز- سایپا، خیل خبرنگاران ورزشی، مایلیکهن پشت تریبون: بعد از باخت استقلال در جام باشگاههای آسیا جواد زرینچه از تاکتیک تیم آقای قلعهنوعی انتقاد میکنه. در جواب آقای قلعهنوعی میگه اگه حاجرضایی از من انتقاد میکرد ناراحت نمیشدم زرینچه هر وقت تیمش رو به لیگ برتر آورد حرف بزنه. بعد از این مصاحبه آقای زرینچه تو مصاحبهای میگه اگه اونزمان استقلال اهواز به تیم تو راه نمیداد که اصلن سقوط میکردید و دیگه امیرخانی در کار نبود. متوجه عرض من میشید که؟... ( راوی: اشاره مایلیکهن به مسابقهای بین دو تیم استقلال اهواز و استقلال تهران بود. در آن مسابقه امیرقلعهنوعی به عنوان سرمربی استقلال اهواز و جواد زرینچه به عنوان مربی استقلال تهران انجام وظیفه میکردند و باخت استقلال اهواز به منزلهی سقوط این تیم به دستهی پایینتر بود).
پردهی سوم: برنامهی ورزش از نگاه 2، کوثری، افاضلی، معین، حجازی. کوثری: آقای حجازی چرا در کمیتهی فنی تیمملی حضور پیدا نمیکنید؟ شما را دعوت نمیکنند؟ حجازی: اگر دعوت هم کنند بنده نمیروم.
چرا؟
چون این کمیته هیچ خاصیتی ندارد. 4 گزینه برای تیم ملی پیشنهاد میدهند و ناگهان گزینهی پنجمی سرمربی تیم ملی میشود.
کوثری: ناصرخان به سرمربیگری تیم ملی فکر میکنید؟
خیر. سرمربی تیم ملی باید از هفتخان رستم عبور کند که برای من امکانپذیر نیست. 13 سال پیش در زمان ریاست آقای مصطفوی در فدراسیون فوتبال ایشان به من گفتند شما به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شدهای دستیارانت را انتخاب کن. دو روز بعد شخصی که از دوستان آقای پروین بود به من زنگ زد و گفت کجایی که سرمربی تیم ملی انتخاب شده است. گفتم غیرممکن است رییس فدراسیون خودش با من صحبت کرد و.... بعد از پایان مکالمه به آقای مصطفوی زنگ زدم و ماجرا را گفتم. مصطفوی کاملن انکار کرد و گفت رییس فدراسیون من هستم و سرمربی تیم ملی شما. 24 ساعت بعد رسانهها اعلام کردند محمد مایلی کهن به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال انتخاب شد.
پردهی چهارم: ، ورزش از نگاه 2، کوثری، جلالی، معین، مظفری. مایلیکهن پشت خط تلفن خطاب به مظفری: همین کارها را میکنید که فوتبال به این روز افتاده است. شما حرکات آقای قلعهنوعی را ندیدید؟ این حرکات تشکرکردن داشت؟ تماشاچیا 90 دقیقه تمام علیه اسطورهی فوتبال ایران عابدزاده و بنده شعار دادن. اینه اون فوتبال فرهنگی که حرفش رو میزنید؟ (در چهرهی مظفری خندهی تلخی دیده میشود. کوثری در ظاهر ناراحت ولی در باطن خوشحال ِ خوشحال است. به رقابتش با برنامهی نود فکر میکند) این تماشاچیها همه هدایت شده بودن.... من چه گناهی کردهام؟
(راوی وارد صحنه میشود. و با لحنی آرام میگوید: قلعهنوعی متهم به تبانی میشود. قهرمانی استقلال در جام حذفی سال گذشته ساختهگی قلمداد میشود. سرمربی استقلال به بازیهای پشت پرده متهم میشود. راوی: حالا شما تماشاچیان عزیز جملههای بعدی را مطابق سلیقه، شناختتان از عوامل نمایش و لحن گفتار خودتان حدس بزنید.!)
پردهی پنجم: هوا نیمه ابری، خیابان اصلی یک شهر، روبروی کیوسک مطبوعاتی، پسر نوجوانی با بهت به پیشخوان خیره است، تیتر چند روزنامهی ورزشی: در نامهای مایلی کهن، قلعهنوعی را کوتوله خطاب کرد و...
پایان نمایش- موسیقی فیلم یوزارسیف (نسخهی آمریکایی) با کمی تغییر پخش میشود. صدای تشویق تماشاچیان به گوش میرسد. عدهی زیادی فریاد میزنند: ایول ایول، حاج ممدُ ایول، ایول ایول...
************************
چند سوال: 1- در ورزش ایران چه میگذرد؟
2- چرا فیفا فدراسیون فوتبال ایران را محروم نمیکند؟ مگر بحث عوامل غیرورزشی در فوتبال از این هم روشنتر میشود؟
3- آیا ساختار فیفا هم بر چارچوب پول و رشوه استوار است؟ آیا نزدیک شدن به زمان انتخاب رییس کنفدراسیون فوتبال آسیا در شدت این افشاگریها تاثیر داشته است؟
نتیجهگیری یک تماشاچی ردیف آخر:
1- فوتبال این مملکت به صورت خاص و ورزش آن به صورت عام کاملن سیاسی است.
2- تبانی در فوتبال و ورزش ما ریشه دوانده است.
سوال گزارشگری که از جوانی در خیابان 17 شهریور میپرسد: آیا به مایلیکهن وظیفهای محول شده است؟ چرا ناگهان شدیدترین انتقادها را مطرح میکند؟ چرا قبل از آن به موارد این چنینی اشارهای هم نکرده بود؟
پینوشت: خوش بهحال عادل فردوسیپور! امیدوارم برنامهی امشب نود محافظهکارانه نباشد.
پینوشت: بنویسید مملکت گلو بلبلی، بخوانید مملکت فوتبالی.


