برندهی مناظرهی امشب (رضایی- رییس جمهور فعلی) میرحسین موسوی بود.
خلاصهی مناظره: رییس جمهور فعلی آغازگر سخن بود. همان حرفهای تکراری گذشته. او امید به تریبونی بسته بود که سیما در اقدامی غیر متعارف قرار است در اختیارش بگذارد. گمان میکرد از این تریبون حرفهای نهاییاش را خواهد زد. منتها این امید به یاس بدل شد.
نوبت به رضایی رسید. رضایی در همان جملههای اول بازی را به نفع خودش و در واقع به نفع موسوی به اتمام رساند. آمار تورم 25 درصدی را رو کرد. و دیگر مجالی برای دفاع رییس جمهور فعلی از خودش باقی نگذاشت. رضایی بسیار خونسرد، مسلط، با تکیه بر آمار و به مدد اطلاعات اقتصادی قابل تحسینش هیچ راه فراری برای او باقی نگذاشت. او بسیار حساب شده چند بار بدون اینکه مستقیم رییس جمهور فعلی را دروغگو خطاب کند با ظرافتی خاص برچسب دروغگویی را بر پیشانیاش چسباند: من نمیگویم خدایی نکره شما دروغ میگویید اما آمارهایی که ارائه میدهید واقعیت خارجی ندارد. اوج هنر و سخنوری رضایی در ثانیههای پایانی بود که با مثالی غیر مستقیم خصوصیت بارز رییس جمهور ـبیادبی- را به او گوشزد کرد، در جبهه مخالفان من میآمدند و از کار من ایراد میگرفتند من نمیگفتم بیشعور بنشین سرجایت! در عوض با آنها مذاکره میکردم.
خصوصیت بارز مناظره: این تنها مناظرهای بود که شخصی توانست با اتکا بر عدد و رقم که رییس جمهور فعلی استاد جعلشان است او را مات کند. موسوی او را مات کرد اما نه به این شکل کارشناسانه و نه با این اقتدار و خونسردی.
انتظار من از مناظره: به شخصه انتظار چنین حرکت حساب شدهای از جانب رضایی را نداشتم. فکر میکردم او مدارا کند. تازه ملتفت شدم فرماندهی سپاه بودن در ستاد جنگ هاش+می رفس+نج+انی چه معنایی دارد. تازه قدرت و سیاست هاشمی تا این حد باورم شد.
طرفین: رضایی مسلط، خونسرد. رییس جمهور فعلی مضطرب و پریشان بود. به نظرد بیمار میرسید. چشمهایش هیچ سویی نداشت و از آن پوزخندهایی که برای تحریک رقبا به کار میبرد دیگر اثری نبود. حدس زدم یک جورهایی ترسیده است.
لباسها: کت رییس جمهور فعلی همان کت مناظرهی شب گذشته بود. بزرگ و گشاد. منتها تفاوتی که با شب قبل داشت بیاتویی بود. سرشانههای بزرگ کت قوس برداشته بودند. لباس رضایی هم تعریف چندانی نداشت. او میتوانست از کتی روشن و پیراهنی تیره استفاده کند! فکر کنم بهتر دیده میشد.
تاکتیک رییس جمهور فعلی: بیگمان تنها تاکتیک او و دوستانش دامن زدن به مسایل حاشیهای است. حملهی بیسابقهاش به هاشمی و اطرافیان او از موارد تبلغی رییس جمهور فعلیست که اثر خود را بر جای گذاشته است. اما به نظر میرسد با زیاد شدن فشارها او قادر به استفاده از این حربه نیست. وقتی این امر مقدور نیست دیگر حرفی برای زدن باقی نمیماند بهجز یک سری جملههای تکراری و خوابآور که هیچ تاثیری ندارند. شاید حرفهای حاشیهاش را برای روز پایانی گذاشته است.
چرا موسوی؟ چرا موسوی و نه رضایی؟ واقعن چرا کسی که چنین با اقتدار رییس جمهور فعلی را مغلوب میکند و بدون شک بهترین سخنور این چهار نفر است رییس جمهور نباشد؟
خلاصهی جواب این سوال آزادی است. نه، اشتباه نکنید ارمغان موسوی هیچگاه آزادی به معنای واقعی نخواهد بود منتها خصوصیات هنری و میانهرواش بهاضافه همراهی زنی چون رهنورد و مردی چون خاتمی میتواند او را در جایگاه بالاتری نسبت به یک نظامی کهنهکار قرار دهد.
رضایی اگر هم بخواهد نمیتواند خصوصیات نظامیاش را در این سنو سال به فراموشی بسپارد. دیدن همین چند مناظره تفاوتهای فردی آن دو را آشکار میکند. موسوی در مناظرهها چون مردمان عادی احساسی میشود و با احساس حرف میزند، در برابر پرسشی خشمگین میشود و خشمش را پنهان نمیکند، نوع نگاهش به دوربین جذابیت دارد!
بله، رگههای تعامل با اهل فرهنگ و مردم عادی در موسوی بیشتر دیده میشود. این قضیه وقتی به چشم میآید که رییس جمهور فعلی عکس همسر موسوی را در برابر میلیونها بینندهی تلویزیونی گرفته و به او تهمت جعل مدرک میزند. در عوض در طول مناظرهاش با رضایی هیچگاه از پسر او یادی نمیکند. او خودش هم خوب میداند، زیاد نمیشود سربهسر نظامی کهنهکاری چون رضایی گذاشت. و گرنه اگر روبرویش موسوی به جای رضایی حضور داشت و محور بحث را از همان ابتدا به آن سو میکشاند.
گذشته ار اینها برنامهی اقتصادی بلندپروازانهی رضاییست. طی چهار سال بعید بهنظر میرسد بتوان دست دولت را از بودجهی نفت کوتاه کرد. تازه، پیشنیاز این کار سیاست خارجی بدور از تنش و دارای تعامل با کشورهای صنعتیست. آیا کسی که ردپایش در قضیه می+کو+نو+س به اثبات رسیده و محکوم گشته است میتواند چنین تعاملی با جهان داشته باشد؟ آیا رسانههای قدرتمند جهان که ریز جزئیات زندگی سران را منتشر میکنند اجازهی چنین کاری به او خواهند داد؟
*********
پینوشت از ساعت یک تا یکونیم بامداد امروز نوشتم و رایانه دبه درآورد. مطالب در ورد ذخیره نشدند و آنهمه حرفو کلمه به هدر رفت. این مطلب زیاد شبیه آن قبلی نیست چون حسو حال نوشتنش فرق میکرد. در هر صورت..
پینوشت کامپیوترم حسابی ویروسی شده است. سرعت اینترنتم افتضاح، میترسم از کار بیفتد..