ساعتهاست
رُمیها به خانه بازگشتهاند،
اینتریها.
بوستان بوی غزل میدهد
کانال سه، دومی را سخت به آغوش کشیده است
اما،
شب را سودای رفتن
و خواب را خیال آمدن نیست.
ساعت اتاق
با عزمی راسخ
کمر به خرد کردن اعصاب بسته است.
آخر قصه تکراریست
مردیست با اعصاب تکهتکه.
دستیست با چسب زخم فراوان
آرام و خرامان
در جستجوی آن شیشهی ریز ریز.
در لابهلای پردهی مبهوت پنجره
نوریست روییده سرزده.
****************************************
توضیحات:
۱- "رمیها به خانه بازگشتهاند و اینتریها"، منظور اتمام بازی آخر شب تیمهای فوتبال رم و اینترمیلان است.
۲- "بوستان بوی غزل میدهد"، در کلیات سعدی بعد از گلستان و بوستان نوبت به غزلیات میرسد. و راوی در صفحات آخر بوستان است و دیگر چیزی به غزلیات نمانده است.
۳- "کانال سه دومی را سخت به آغوش کشیده است" از ساعت دو، دو نیم ِ بعد از نیمه شب برنامههای کانال دو قطع میشود و کانال سه از کانال دو پخش میگردد.